«واکنش سوختن»

خودش را آتش زد.

می‌گفت میخواهد با رفتن‌ش، ما را راحت کند.

دیوانه ندانست که واکنش سوختن‌ش،

«اکسیژن» تنفسی‌مان را مصرف می‌کرد!

.

پس از اتمام طولانی ترین روز سال

۰۲:۲۶ بامداد.

۵ نظر ۱ موافق ۰ مخالف
مرتضی تقی زاده خسرویّه
۰۲ تیر ۰۷:۵۷
چی شده؟؟؟

پاسخ :

فعلا هیچی :)
naeeme chakeri
۰۲ تیر ۱۲:۰۷
هوم...جالب بود.‌.. جای تامل داره بسی و میشه به خیلی مسائل تعمیمش داد..‌. شما هرچند وقت یک بار پست میذارین دقیقا؟؟  دی:

پاسخ :

نمیدونم چرا شصت درصد مواقع، ملت حال ندارن که تعمیم بدن مطالب رو :)))
ممنون که خوندید.
والا قرار بود تا بعد کنکور نذارم کلا :/ ولی دیشب یه جوری شده بودم ، باید اینو میذاشتم
غزاله رضایی
۰۲ تیر ۱۳:۴۴
کی رفت؟ سپیده؟؟؟ 

پاسخ :

نه خدا رو شکر «)) 
سپیده نشسته همینجا کنارم ... البته همیشه می‌ایسته :/ نمیشینه :)))
Faber Castel
۰۲ تیر ۱۹:۲۶
خخخخخخخ
متن جالبی بود
خوشم اومد :)

پاسخ :

:) 
خوشحالم که خوشت اومده.
الهام
۲۰ تیر ۲۳:۴۶
دوباره یه متن عمیق خیلی خوب مینویسید آفرین
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
درباره من
هر آنچه که یک مریخیِ محبوس در زمین می‌خواهد بگوید.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان