موسیقا

چند شب پیش، به شکلی اتفاقی، فولدر موزیکی توی هاردم پیدا کردم. پلی کردم موزیک هاش رو.
شناختم شون. موزیک هایی بودن که موقع دانلودشون، کلی ذوق و شوق داشتم و به محض شنیدن شون، حالم ازشون به هم خورده! 
بعد هم انداختم شون توی سیاهچالِ هارد؛ تا یادشون بمونه حق ندارن وقت و پولم رو هدر بدن و آخرش هم حالم رو به هم بزنن.
بدترین کاری که میشه با یه اهنگ کرد، اینه که یه بار گوش کنی بهش. پاکش نکنی و بندازیش یه گوشۀ پرت از حافظۀ گوشی یا هارد و فلش. تا هیچوقت شنیده نشه. آخرش هم توی یه حادثۀ مضحک سخت افزاری، هارد یا مموریت خراب شه؛ اون آهنگ هم تا ابد توی اون تیکه سیلیکونِ بی جون، گیر کنه! دقیقاً مثل کاری که من با اون آهنگ های حال به هم زن کردم.
یکی دو دقیقه بعد، چشمام بسته بود و یه بادِ خنک میخورد به صورتم. 
احساس کردم دارم زیبا ترین صداهای دنیا رو می شنوم. اونقد قشنگ بودن که بی دلیل به گریه انداختن م.
شایدم دلیل گریه م، عذاب وجدان ناشی از همون کارِ کثیفی بود که باهاشون کرده بودم.
بعد از عمری، تازه فهمیدم که چقد جفاکار بودم توی زندگیم.
چه آهنگ های خوب و تکرارنشدنی ای که بخاطر ندونم کاری هام، تبعید یا شیفت دیلیت شده بودن! 
آهنگ هایی که فوج فوج حجم اینترنت برای پیدا کردن و گرفتن شون صرف کرده بودم.
راستش هر آهنگ، برای یک مود ساخته میشه.
وقتی توی سرمای خشک مشهد و زیرِ ابرای تاریک قدم میزنی و نوک انگشت های دستت رو حس نمی کنی، باید آهنگای پُست راکِ گروه های اسکاتلندی رو بشنوی. گروه هایی که موزیک شون رو توی دمای منفی 15 درجه سلسیوس و زیر آسمون همیشه ابریِ شمال غربی اروپا ساختن!
وقتی جلوی درِ تراس و توی هوای خنک بهار می خوابی و باد میخوره به صورتت و از توی آستین های پیرهن ت میره و سینه ت رو خنک میکنه، باید سه تار نوازیِ حسین علیزاده رو بشنوی.
وقتی نصف شب، سرت رو به پشتیِ صندلی ماشین تکیه میدی و باد از پنجره میاد تو و همۀ بدنت رو میلرزونه و خوشیِ یواشی توی چشمای بسته ت حس میشه، باید آهنگای نرمِ «ریانا» رو بشنوی.
و هزار مود و هوا و حالت دیگه ...
کاش می شد از خدا پرسید که چه چیزی توی موسیقی قرار داده که تا این حد می تونه روحِ و روانِ مخلوقاتش رو قلقلک بده ...
۴ نظر ۳ موافق ۲ مخالف
حسین مداحی
۰۱ آذر ۰۰:۴۴
برار اینا از دلِ خوشه! دلت خوشه جانِ تو.
وقتی سرجمع 80 گیگ هارد دشته باشی، مفهمی نباید آهنگایی که به دردت نخورن ره نگه دری. باید حذفشان کنی! خخخ.

پاسخ :

خخخخخخخ
پوکیدم. اصن نباید می دیدی این پست رو.
والا فعلاً که یه خوبش رو خریدی.
از من بهتره وضعت
حسین مداحی
۰۱ آذر ۰۰:۵۱
ها. شانس گرفت ای پست هفته قبل نبود! یا شانست گرفت که مو زودتر هارد خریدم!
اگه هنوز وضعیتم مثل قبل بود و تو ای پست ره مذاشتی مطمئن باش میامدم مریخ تو او زمینی که شخم زدی مکاشتمت سبز شی.

پاسخ :

خخخخخخ
فعلاً شیرینی رو آماده کن
سِناتور تِد
۰۱ آذر ۱۰:۴۱
خیلی سنگدلی :( چچوری دلت اومد بی رحمِ لعنتی؟؟ هان؟؟ مگه اون چند آهنگ های چند مگی چه جرمی داشتن؟؟ هان؟؟ چرا چیزی نمیگی نامرد؟؟؟ تا کی قراره تو خواب جهل و ستم بلولی؟؟ لولیدن کافی نیست؟؟
:)))

پاسخ :

خخخخخخ
خوبه که هستی :)
-دایناسو ر-
۰۱ آذر ۱۱:۱۴
اون ساکت باشیم گوشه وب رو ادم میبینه یادش میره چی میخواست بگه اصلا ...

پاسخ :

:))
من عذرخواهم؛ شما حرف تون رو بزنین دی: من فعلاً میرم شناسۀ فعلش رو به اول شخص مفرد تغییر بدم ...
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
درباره من
هر آنچه که یک مریخیِ محبوس در زمین می‌خواهد بگوید.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان