در بند


معمولاً کم پیش می آید که فیلمی را ببینم و خوشم بیاید. شاید بخاطر این است که هیچ تعریف دقیقی از یک فیلم خوب ندارم.

شاید تنها چیزی که دوست دارم ببینم، انسان ها هستند. فیلم هایی که انسان را نشان می دهند. بالارفتنش. پایین آمدنش. قسمت های تاریکش. وحشی شدن یا مهربان شدنش. «لئون»ی را می پسندم که با ورود یک کودک به زندگی اش، بخش خاصی از وجودش را به نمایش می گذارد. قاتلی را می پسندم که برای دیدن دختر مورد علاقه اش، هر روز صبح به گل فروشی می رود و یک شاخه گل می خرد. و کنار جسدِ مقتولین ش، گل هایی را قرار می دهد که یادگار محبوبش است. متجاوزی را می پسندم که برای مادرش شیرِ گرم درست می کند و گلِ بنفشه در باغچه می کارد.

همین چند شب پیش هم پدری را پسندیدم که همسرش را در بغل می گیرد. زنِ همسایه را می بوسد(به شکلِ مرسوم و دوستانه!!). و وقتی دخترش ربوده می شود، با مشت، به جان پسربچه ای غیرعادی(شاید کمی عقب مانده) می افتد که متهمِ نخستِ پروندۀ دخترش است. مردی که برای یافتن دخترش، آب جوش بر روی سر و بدن پسر می ریزد! و یک شکنجه گر حرفه ای را از تهِ وجودش، بیرون می کشد. یا جوانی که کودکی اش را در یتیم خانه گذرانده و با دست های پر از خالکوبی، حالا تبدیل به کارآگاهی آرام و متین شده است.

البته از معمای زیبای درون فیلم هم نباید چشم پوشی کرد.

و تمام این ها، باعث می شود که یک فیلم دیگر، به مجموعۀ فیلم های دوست داشتنی ام(که حدود 5 یا 6 تا می شوند) اضافه شود.


The Prisoners

۶ نظر ۲ موافق ۰ مخالف
دخترِ انار :)
۲۹ دی ۰۷:۵۴
جه چیز هایی رو میپسندید ما شالا :دی
ولی این که ابعاد مختلف یک انسان رو ببینی و تفاوت بینشون رو حس کنی واقعا حسِ جالبیه بنظرم. اما برای من بیشتر از این نظر که چی میشه که از مردی که میتونه اینقدر لطیف باشه که عشق رو درک کنه و گل خریدن رو بفهمه یک قاتل میسازیم و ... و ... :)

گمونم جامعه باید به داشتن دانشحویی که این ساعت از روز به قصد امتحان زده بیرون و تو سوز سرما با دستایی یخ کرده توی ایستگاه اتوبوس ایستاده و حای درس خوندن وبلاگ میخونه افتخار کنه. نظر شما اینطور نیست؟ :))

پاسخ :

الان این تعریف بود یا تمجید؟ :))

بله. از اون منظر هم خیلی تفکرناک هست دی: ولی ترسیدیم یه وخ توی حوزه تحصیلی شما باشه، بعد وارش سیم و بعدش با دمپایی بیفتید به جون مون خخخخ


الله! الله! مصداق بارزِ "السالقون السابقون" هستید شنا پی: از افتخار گذشته کارتون :) رسماً باید بهتون کاپ قهرمانی "دانشجوی نمونه" رو بدیم دی:

سِناتور تِد
۲۹ دی ۰۹:۳۴
وخه یره
وخخخههه
زنِ همسایه رو بطور دوستانه میبوسد رو میپسندی ملحد؟؟ :)))
جا داره یه تماسی با بچه های صفحه پیوند داشته باشم ;))

+ چند ماهه فیلم ندیدم!

پاسخ :

بیشی یره خخخخ

طرف خودش زن و بچه داشت :) این بو* با اون بو* فرق داره دی:

همین مونده بود که بازیگر منحرفِ هالیوودی، بیاد ما رو به برادران انقلابی مون پیوند بزنه :|| برو تا عسل هات رو نخوردم :)))

سِناتور تِد
۲۹ دی ۱۲:۴۴
غده ی هیپوفیزت سرویس :))))
دخترِ انار :)
۲۹ دی ۱۴:۰۸
والا خبرنگار و زن همسایه و بقال سر کوچم الان خودشونو روانشناس میدونن و وقتی کسی باشون حرف میزنه حس میکنن دارن مشاوره رایگان میدن دیگه شما که دانشجو مملکتید قدمتون سر چشم تشیف بیارید شمام تو دایره کاری ما :))
ولی دمپایی ابری خیس گزینه خیلی خوبیه برای به جون دیگران افتادن کتک خوردم ازش که میگم :دی

کاپ قرمانی هم رسید دستم گذاشتمش تو قفسه جوایز و افتخاراتم دستتون درد نکنه بابت اهداش. فقط کاش استادمونم مثل شما دست و دلباز باشه و یه چند ده نمره ای به ما اهدا کنه :))

پاسخ :

چه دل پری داشتید :/ دسمال کاغذی بدم؟! :)))
نه دیگه؛ نمیشه بهتون اعتماد کرد!! سابقهٔ مشاهده خشونت هم داشتید در کودکی ( یا شاید نوجوانی دی:) خخخخ از همین فاصله، مسائل روانشناختی رو مشاهده میکنم فقط .

خواستید خیلی ریز، اشاره کنید که یه قفسه دارید ک پر از افتخارات و جوایز هست؟!:))) قابلی نداشت دی:
در بندِ نمره نباشید دی: فوق‌ش اگه کار خیلی پیچیده شد ، با همون سلاحِ ابری‌تون برید سراغ استادتون خخخخ قطعا به توافق میرسید :))
دخترِ انار :)
۳۰ دی ۱۱:۲۱
دیگه دستمال کاغذی کفاف نمیده :دی
از اونجایی که من فرزتد آخر و نوه آخر بودم حکم موش آزمایشگاهی داشته و همه فک و فامیل آزمایشاتشونو رو من پیاده میکردن این که در کودکی برای اینکه یه بنده خدایی متوجه شن واقعا راسته که میگن زدن با دمپایی ابری خیس دردناک تره مارو باهاش نوازش کردن و بعد از دیدن عواقبش تا مدت ها فقط منت میکشیدن که من نرم به کسی نگم زده سیاه و کبودم کرده. بنده خدا نمیدونس اگرم باج نده من چیزی نمیگم بیخودی پول تو جیبی هاشو حروم کرد مدت ها :))
نه والا نخواستم خیلی ریز اشاره کنم به این درشتی اشاره کردم که :)) من در بنده نمره نیستم دانشگاه دربندشه :)) والا من زورم به خواهر زادم نمیرسه چه برسه به ابر استاد که قدمم بهش نمیرسه حتی زور پیشکش :)))

پاسخ :

باز جای شکرش باقیه که تاثیر سیانور رو روتون امتحان نکردن :/  
چقدم که باج هاشون موثر بوده:| :)
اشارات تون توی حلق سران استکبار دی:
توهین به نظام آموزش عالی کشور هم به مجموعه ی جرایم تون افزوده شد:) 
+میتونید لگد بزنید به ساق پاشون دی: اینم حرکت دردناکیه دی: خوردم که میگم:)))

دخترِ انار :)
۰۱ بهمن ۱۱:۳۱
اثر فلفل قرمز روی پوستم هم آزمایش شد ولی نوبت به سیاه نور نرسید دیگه بزرگ شدیم :))
موثر بوده که بعد سیزده سال اونم بدون فاش شدن فرد مذکور تازه به زبون آورده شد دیگه :))
ما را از جرایم نترسونید آقا ما خودمون برگه جریمه ایم :))
اگر بخوام که راهکار های زیادی تو دفاع شخصی بلدم منتهی اخلاق ورزشکاریم استفاده ازشونو بر نمیتابه :))

پاسخ :

یا حضرت فلفل!! :|
جمله تون خیلی خوب بود، با اجازه، کپی خخخخخ
خلقیات تون هم توی حلق بروسلی دی:
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
درباره من
هر آنچه که یک مریخیِ محبوس در زمین می‌خواهد بگوید.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان