بستنی

امروز، چند ساعت پس از خداحافظی‌اش، هوس بستنی کردم. حالم خوب نبود. سمت فریزر رفتم؛ درش را باز کردم و دنبال بستنی گشتم. نبود. آنقدر به هم ریختم که دلم میخواست فحش بدهم به زمین و زمان. معلوم بود که یاسمن بستنی را خورده! غیر از او، همه می‌دانند نباید به بستنی هایم دست بزنند. اگر هم کسی دلش بستنی بخواهد، باید برود و از مغازه‌ی سر کوچه بخرد. ولی نباید به بستنی های من تعرض کنند. اگر هم تعرضی صورت بگیرد، باید سریعا بستنیِ جایگزینی را برایم بخرند. مهم نیست که تابستان باشد یا زمستان. 

ارزش بستنی برای من، مانند ارزش بُت، برای یک‌ بت پرست است. وقتی میهمانی داشته باشیم و خوش حال باشم، بچه های فامیل را می‌برم پارک و برای‌شان بستنی می‌خرم. اگر اتفاق خوبی برایم بیفتد، مگنوم می‌خرم و تنهایی در پارک یا روی کاناپه‌ می‌خورم. حدس زدن‌ش دشوار نیست. اگر روزی از یک نفر خوشم بیاید، حتما برای‌ش بستنی می‌خرم. اگر خیلی ازش خوشم بیاید، بهش می‌گویم که می‌تواند از بستنی های توی فریزر هم استفاده کند. و اگر در شخصی ذوب شوم، برای‌ش و برای خودم بستنی می‌خرم؛ آرام آرام بستنی ام را می‌خورم؛ آنقدر آرام که او، سریعتر بستنی اش را تمام کند؛  بعدش بستنی ام را میگیرم سمت‌ش و می‌گویم: « بیا بقیه‌ش رو تو بخور، من سیر شدم! لیس نزدمش. گاز زدم از کنارش». 

مامان هم عاشق بستنی است. یک جورهایی به اندازه‌ی من. بعد از مرخص شدن از بیمارستان، مدام می‌گفت برای‌ش بستنی بخرم. مامان، از وقتی بچه بودم، همیشه نصف بستنی اش را به من می‌داد! همیشه زود سیر می‌شد!

۱۰ نظر ۱۰ موافق ۰ مخالف
سِناتور تِد
۰۷ بهمن ۰۲:۳۶
زنده و سلامت باشن مادر و سایه شون رو سرت.
متنِ خیلی خوبی بود.
;)
بگیر بکپ دیگه :)) 

پاسخ :

‌انشالله. پدر و مادر تو هم همینطور... .
خوبی از خودته :)
در آستانه ی کپیدنم :)))
Poker Face
۰۷ بهمن ۰۹:۲۵
ایشالا که همیشه سالم و سلامت باشن مادر!
ولی برا زمستون برا بستنی جایگزین بیارین:دی!

پاسخ :

ایشالله. خانواده ی شما هم همینطور.
راه نداره :))
حسین مداحی
۰۷ بهمن ۱۰:۰۳
خیلی خوب نوشتی. دمت گرم.
مادرت سلامت و شادکام و شیرین کام و پیروز باشن.
سلامتی کامل زودتر حاصل بشه که سخت هوس شیرینی کردم!

پاسخ :

خوبی از خودته :)
همچنین ... انشالله.
آخ آخ ایشالله به زودی ... خودم بستنی مهمونت می کنم.
پرتقالِ دیوانه
۰۷ بهمن ۱۳:۰۹
مامانا..
مامانا فرشتن..
خیلی مراقبشون باش

تولدت کیه؟ بستنی بفرستیم برات :دی

پاسخ :

اوهوم :))
تولدم که گذشت سه ماه پیش :)) ولی کماکان، کادوهاتون رو می پذیریم :)
الهام
۱۰ بهمن ۱۹:۲۰
بستنی خییلی خوبه حتی تو زمستون ولی یکی نیست اینا به مامان و بابا من بگه :( انشالله همیشه مادرتون سالم باشند و جمع بستنی خورونتون پابرجا :)

پاسخ :

اوهوم. شخصا میرم باهاشون صحبت میکنم دی:
انشاءالله :) ممنون
حوا ...
۱۳ بهمن ۱۹:۲۶
چقدر لذت بردم از خوندنِ پست تون :)

پاسخ :

خوش حالم که خوش تون اومده :)
ممنون که خوندید.
حوا بانو
۱۶ خرداد ۱۷:۲۳
چقدر دوس داشتم این متنو :)

پاسخ :

خوش حالم که خوش تون اومده :)
امـ اچـ
۰۶ مهر ۲۰:۴۸
سه خط آخر متن عجیب به دلم نشست*_*

پاسخ :

خدا رو شکر :) 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
درباره من
هر آنچه که یک مریخیِ محبوس در زمین می‌خواهد بگوید.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان