عُنفُوانِ جوانی!

ترم یک که بودیم، یک استاد فارسی داشتیم که کلاً موجودی دوست داشتنی بودن! خانمی حدوداً سی‌وپنج شش ساله که بواسطه‌ی درس خواندنِ زیاد، در سال کنکور، در رشته‌ی مهندسی برق فردوسی قبول شده بود. اما بعد از یکی دو ترم، تصمیم گرفته بود که تغییر رشته بدهد و برود سراغ ادبیات فارسی! آنقدر دوست‌ش داشته که تا تهش را خوانده و بعد هم شده استاد همان دانشگاه در رشته ی ادبیات فارسی.

از همان جلسه‌ی اول، یک حرف مهم بهمان گفت. نقل به مضمون‌ش می‌شود این:

«شما الان نشستید روی این میزای چوبی. یه چند ساعتم برید روی نیمکت یک پارک بنشینید. بعدش فکر کنید که قراره تهش چی بشه! قراره شیش سال اقتصاد بخونید و بعدش برید کارمند بانک یا مشاور اقتصادی یک شرکت شید؟ قراره ترک تحصیل کنید و برید معتاد شید؟ قراره ترک تحصیل کنید و خواننده شید؟ هر شکری که می‌خواین بخورین، قبلش به این فکر کنید. که تهش چیه. اصلاً اگه تهش رو هم نبینین، مهم نیس! فقط یه چیزی رو بدونید. همه تون الان توی "عنفوانِ جوانی" هستید و دارین روی نوک قلۀ طراوت و شادابی و انرژی، قدم می‌زنین. ینی دیگه خودتونم که تیکه پاره بکنین، نمی تونین برگردین به این حالت. خدا هفت-هشت سالِ فوق العاده رو داده دست تون؛ آکبند! ببینین می خواین باهاش چیکار بکنین. برید دزد شید، برید توی کار هنر، توی ادبیات، توی زیست، توی پزشکی، توی ورزش و خلاصه هر جهنمی که دل تون میخواد! اما شما رو به خدا، یه جوری انتخاب کنید که ارزشِ مصرف شدنِ این طراوت رو داشته باشه»

این حرف رو حداقل سه چهار بار در طول ترم تکرار کرد. بعد از پایان ترم، دیگه مسیرمون به مسیرش نخورد و فقط همین ترکیبِ اضافیِ «عنفوانِ جوانی» رو ازش یادمون موند.

هر وقت هم یادش میوفتم، یه جورایی می‌ترسم و تنم می لرزه از این عمرِ کوتاه و این همه مسیرِ نرفته. این همه کارِ نکرده.


۳ نظر ۲ موافق ۱ مخالف
خاتونِ گیس گلابتون...
۰۹ اسفند ۱۵:۵۴
چقدر استادتون منو یاد خودم میندازه
چقدر استادتون راست گفته
به حرفش فکر کنید
تصمیم بگیرد
درست
پرستو ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
۰۹ اسفند ۲۳:۱۴
کاش مام یه استاد داشتیم دو‌کلمه اینجوری باهامون حرف می زد
الهام
۱۰ اسفند ۱۷:۴۴
هفت هشت سال ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ من کلی ارزو دارم که باید بهشون برسم :دی چند سالش واسه کنکور مصرف میشه ؟ کاش یه دستگاه علاقه سنج بود به جا کنکور بعد هرکی هر رشته ای علاقه داشت میرفت والا
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
درباره من
هر آنچه که یک مریخیِ محبوس در زمین می‌خواهد بگوید.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان