در بابِ ارادت به مفهوم تناسخِ مطرح شده از سوی سیمین!

سیمین در مدتی که از ما دور بوده، تغییرات زیادی در افکارش رخ داده. از مهم ترین آن ها، همین «تناسخ» است. وقتی بحثی در موردش پیش می‌آید، با همان طرز بیان شیرین‌ش، از باور های موجود در پشت کلمه‌ی تناسخ می گوید و مجذوب‌ات می‌کند. سیمین می‌گوید انسان‌ها، گاهی دوست دارند در چیزی غرق شوند. در ریاضیات، در نجوم، در نواختنِ دف، نِی، عود و یا در نوشتن و نقاشی و آواز. پس در زندگی شان تلاش می کنند تا به غرقه شدن در همان موضوع، دست یابند. اما عمرشان کوتاه است. خیلی کوتاه. شاید هفتاد سال، یا هشتاد و نود. تهش می‌میرند؟ معلوم است که آره. جسم شان به زیر خاک می رود و می شوند جزیی از کودِ موجود در خاک قبرستان. اما نفس‌شان، همان نفس پرورش یافته، وارد جسمی جدید می‌شود و بعد از تولد، چیزِ خوفناکی را پدید می‌آورد! کودکی پنج شش ساله که نفسی هفتاد و شش ساله دارد! هفتاد سال از تجربیات زندگیِ قبلی اش را در درون دارد، ناخودآگاه. حافظه‌اش پاک می شود یک جورهایی؛ اما آموخته ها و تجارب ش، در عمق وجودش نهادینه شده است. بعدش در بیست و دو سه سالگی، می‌شود یکی مثل محمدرضا شجریانِ جوان، یا نوازنده ای قهار، با ذهنی که یاد دارد نت ها را جوری کنار هم بچیند که شنونده ای را مسحور کند. مثلاً می‌گوید من(یاسون)، در زندگیِ قبلی، دختری آوانگارد بوده ام که بابی جدید به روی عکاسی گشوده است. بابی که هیچکس دوستش نداشته و نپسندیده. حتی یک بار یک نمایشگاه از آثارش را برپا کرده، اما چند نفر آمده اند و عکس هایش را دیده اند و رفته اند پیِ کارشان. حتی چند نفر شان هم صراحتاً گفته اند که هنر، چیزی نیست که کسی بتواند در درونش داشته باشد و یکهویی، آن را به ظهور برساند. او هم بیخیال عکاسی شده و بعدش رفته سراغ حمایت از زندانیانی که در کهریزک شکنجه می‌شده اند. بعد از چند ماه هم دستگیر شده است (یاسونِ دنیای قبلی). در بازداشتگاه، مورد تجاوز قرار گرفته است. چند هفته بعد، آزاد شده و بعد از چند ماه، وقتی دیده که هیچ غلطی نمی‌شود برای بهتر کردن اوضاع دنیا کرد، در یک شبِ سرد زمستانی که هوا نه بارانی بوده و نه برفی، خودش را از بالای یکی از برج های در حالِ ساختِ مشهد، به پایین انداخته و توی آن چند ثانیه پرواز، به اندازه‌ی تمام بیست و شش سالِ گذشته اش، لذت برده است!
بگذریم از این که سیمین در این مورد، فقط خواسته قدرت تخیل‌ش را به رخ‌م بکشد و حدس هایش پشیزی ارزش ندارد(مخصوصاً بخشِ مربوط به تجاوز!). اما در کل، حرفش را بدجوری قبول کرده ام. به گیر و گور های دینی اش هم کار ندارم! این که چطور خدا این دنیاها را کنار هم چیده و یا می خواهد بچیند و ربطش بدهد به نبوت و امامت و ولایتِ ناصره‌ی فقیه!
نتیجه‌ی اخلاقیِ حرف های سیمین، این است که اگر هفتاد ساله شدید و حس کردید که هنوز به جایی که دلتان می‌خواسته، نرسیده اید، نگران نباشید، افسرده هم نشوید. چراکه بعد از مرگ، دنیایی جدید را تجربه خواهید کرد و وقت برای رسیدن به جایی که دلتان می‌خواسته_ یا حتی نمی دانستید چیست که بخواهید بخواهیدش!_ هست. شاید هم الان توی دنیایی باشید که قرار است به همان جاهایی برسید که در دنیای قبلی، آرزوی‌ش را داشتید! درک‍‎‌تان می‌کنم؛ احتمالاً نمی‌دانید چه می‌خواستید، من هم همینطور هستم. اما مطمئناً یک جایی توی آن ناخودآگاه یا نفسِ درون تان هست که با دیدن یک نقاشی، در دست گرفتنِ یک سه تار، پریدن از هلیکوپتر، شکل دادن به تکه ای گِل و یا حتی بوسیدنِ یک لب، ناگهان وَرَم کند و سیگنالِ شبانه‌روزی بزند و حال‌تان را آشفته کند. آن وقت است که به قول سیمین، شیدا می‌شوید و از درون، به نقطه‌ی جوش می‌رسید.
اگر به جایی رسیدید، پیشاپیش التماس دعا :))
۱۴ نظر ۳ موافق ۰ مخالف
گیس گلاب خاتون :)
۲۲ اسفند ۱۲:۲۹
سیمینِ ماجرا خارجه بوده مدت طولانی ؟ :)
خیلی دوست دارم ببینمش و باهاش حرف بزنم
البته با این احتساب که هیج کدوم از حرف هایی که بالا زد رو نه که فکر کنید از لحاظ دینی نه از لحاظ دنیای ذهنیم و عقاید شخصیم قبول ندارم :)

پاسخ :

اوهوم :)
اون هم لابد دوست داره دی:
:) ... مشکلی با افکار مختلف و مخالف نداره، نگران نباشید :)
© زهـــــرا خســـروی
۲۲ اسفند ۱۳:۲۴
از سِری عقاید بودایی هاست لابُد!:)

پاسخ :

اوهوم :)
بودایی ها هم خیلی توش دست داشتن و بهش اعتقاد دارن. گمونم یک سری باورِ جهانی هس. هندو ها و برخی متفکر های غربی هم قبولش دارن :)
الهام
۲۲ اسفند ۱۹:۱۴
با اجازه صاحب وب :دی
یه سوال فاطمه سادات روایاتی وجود داره که خداوند پس از شهادت امام حسین به فرشتگانش میگه انتقام اماحسینا (ع) به وسیله حضرت مهدی (عج) میگیرم چطوری وقتی اونایی که باعث به شهادت رسیدن امام حسین شدن چندین سال مردن ؟ یکم ذهنم دچار دوگانگی شده چون خداوند هرکسیا برای رفتار خودش مورد کیفر قرار میده و این عقیده که روح وارد جسم دیگه میشه تو اعتقادات دینی ما وجود نداره جوابا
با تشکر 

پاسخ :

اجازه مام دست شماس :)
سوال جالبی بود. طرف مُرده، پس چجوری قراره توسط امام مهدی(عج) مجازات بشه؟!

@خانم گلاب شون: جوابشونا بدین دی:
الهام
۲۲ اسفند ۱۹:۱۶
این ته جملم چرا اینطوری شد ؟ :دی
جوابما بده با تشکر *:دی 

پاسخ :

یه کم زود دکمه ی تایید رو زدید پی:

گیس گلاب خاتون :)
۲۲ اسفند ۲۰:۴۹
خب با اجازه صاحب پیج برم بالا منبر :دی اهم اهم :)))

ببین الهام جان اصلا شعار قیام حضرت حجت خونخواهی امان حسین هست و انتقام از قاتل ها و کسایی که به ایشون ظلم کردن در واقع همون خونخواهیشون. توی قرآن آیه ۳۳ سوره اسراء خدا گفته:«و من قتل مظلوماً فقد جعلنا لولیه سلطاناً فلا یسرف فی القتل انه کان منصورا» و کسی که خونش به مظلومی و ناحق ریخته شود ما به ولیّ او حکومت و تسلط (بر قاتل) دادیم پس (در مقام انتقام) آن ولی در قتل و خونریزی اسراف نکند که او از جانب ما مؤید و منصور خواهد بود. که تو تفسیر این آیه اومده شأن نزولش برای خون خواهی امان حسین توسط حضرت حجت هست. یه جا دیگم امام محمد باقر فرمودن :«حسین علیه السلام مظلوم کشته شد و ما اولیاء و وارث خون او هستیم و قائم ما خون خواهی حسین علیه السلام خواهد کرد. پس هرکس که به کشتن آن حضرت راضی بوده است، به قتل می رساند» حضرت حجت، که ولی حقیقی امام حسین هستن از دنیا نمیرن تا اینکه به پیروزی کامل برسن تو این زمینه. بعد یه جا دیگه امام صادق گفتن:« به خدا سوگند که حضرت قائم، بازماندگان و ذراری کشندگان حضرت حسین علیه السلام را به واسطه کردار پدران و اجدادشان خواهد کشت» .بعد یکی رفت از امام رضا پرسید که:«نظرتون درباره این حدیث که از امام صادق روایت شده چی هست؟» امام رضا هم فرمودن: "درست است" بعد اون آقا گفت: «پس تکلیف این آیه که می فرماید "و لا تزر وازره اخری" ( هیچ کس بار گناه دیگری را به دوش نخواهد کشید) چی میشه؟» که امام رضا در جوابشون جواب سوالی که تو پرسیدی رو دادن و فرمودن :«خداوند در تمام گفتارهایش راست و درست فرموده است، لکن فرزندان قاتلان حسین علیه السلام کسانی هستند که از کردار پدرانشان راضی هستند و به آن افتخار می کنند و هر کس که از کاری راضی باشد، مثل آن است که آن را انجام داده است و اگر کسی در شرق عالم کشته شود و دیگری در غرب عالم، به این قتل راضی و خشنود باشد، نزد خدای تعالی با قاتل شریک خواهد بود. از این رو حضرت حجت آنها را به قتل می رساند.»
امیدوارم جواب سوالتو گرفته باشی :)

پاسخ :

بفرماین :)

جالب بود. چیزی درباره ش نمیدونستم.
با تشکر از سخنورِ گرامی دی: وعده ی ما، فردا شب همین موقع، پاسخ به شبهاتِ دینی، در ذیلِ پست بعدی :)))

سِناتور تِد
۲۲ اسفند ۲۱:۳۹
یاسین پاشو این لیوان آبِ جوش رو برسون قسمت خواهرا واسه خاتون :))

پاسخ :

اوه اوه! یادم رفت! پاکت شون هم جا موند :))))
مرسی از یادآوری دی:
الهام
۲۲ اسفند ۲۲:۳۴
ممنون فاطمه جونم :) 
تمام روایتها را شنیده بودم جز روایت امام رضا (ع) چقد با این شخصی که رفته پیش امام رضا (ع) هم عقیده بودم خیلی جالب بود :دی
ممنون که با حوصله جواب دادی و دقیق :)
با تشکر از مدیر وب :)

پاسخ :

قابلی نداشت :-{))
الهام
۲۲ اسفند ۲۲:۴۱
خب بریم سوال بعدی :دیی 
میشه یه سری احساساتی که توسط روح حس میشه برای مثال اینکه یه جایی میری و بعد احساس میکنی قبلا دراون مکان حضور داشتی یا بعضی از رویاهایی که در اونا کساییا میبینی که قبلا ندیدی و بعد میبینی (خودما کشتم منظورما برسونم اینکه چقد موفق بودما نمیدونم )
را به عالم ذر نسبت داد ؟ بازم در مورد این موضوع شنیده بودم ایا روایت دقیقی درموردش هست فک کنم بعضی احساسات مربوط به عالم ذر باشه که با موضوعی که اقای ناطقی حرف زدن شباهتی داره مثلا عالمی که در اون هدف هرکس از زندگیش تعریف شده باشه چون هر انسانی واسه یه هدف خلق شده که با هدایت خاص جور دربیاد
ببخشین اقای ناطقی دارم از وبتون استفاده میکنم اگه راضی نیستین بگید :)

پاسخ :

به قیافۀ من می خوره که راضی باشم؟! :| :)) راحت باشین.
@خانم گلابی: منظورشون رویای صادقه س گمونم. (روابط عمومیِ سیستم پاسخگویی به سوالات ملت در زیر پست های وب دی:)
الهام
۲۲ اسفند ۲۲:۵۶
اگه راضی نیستین چرا نظرات بدون تاییدند . اخرش عصبانید یا میخندین ؟

پاسخ :

شوخی بود.

الهام
۲۲ اسفند ۲۳:۰۰
منظورم فراتر از رویای صادقه است :) مثلا بعضی موقعها حتی تو دنیا واقعی نه رویا احساس میکنی تو وجودت قبلا بعضی کارا یا مکانا حس شده هست نمیتونم دقیق بگم یه جوری مثل اینکه قبلا بودی تو اون مکان درصورتی که نبودی واسه ادما هم همینطور

پاسخ :

اها.
گیس گلاب خاتون :)
۲۲ اسفند ۲۳:۱۲
متوجه منظورت شدم الهام جانم خیلیم خوب گفتی:) ولی شرمنده امشب یکم حالم خوش نیست بعد اون کامنتی هم که در جوابت گذاشتم خوابیدم به زور باز از خواب پریدم که الان اینجام :)) ولی چشم اگر میتونی فردا شب بیا حتما به شرط حیات جوابشو برات مینویسم :)

مستر مریخیمون اینا ممنون از اینکه میذارید در وبلاگتون کار های فرهنگی انجام بپذیره :دی ولی اون توهینتون در باره پاکتو بر نتابم خوبه؟ :/ من فی سبیل الله کار انجام میدم گرچه حق دارید تو مریخ ازین کارا نمیکنه کسی که بلد باشید :))

مستر تدمون مگر اینکه شما به فکر حنجره ی خسته من از پاسخگویی بیست و چهار ساعته باشید :)) از آب حوض کوثر سیراب شید ان شاء الله :)

پاسخ :

برید بخوابید :) راضی به شهادت تون در راه پاسخ دهی به سوالات بچه ها نیستم :)))
.
توهین نبود :/

@تد: کوفتت شه :)))
الهام
۲۲ اسفند ۲۳:۱۵
ای وای فاطمه چی شدی :( هر وقت حالت بهتر شد جواب بده عزیز جان :)
(چه یهو وبا تسخیر کردیم :دی )
گیس گلاب خاتون :)
۲۵ اسفند ۱۶:۵۷
خب بالاخره برسیم به جواب دادن به این سوال :))

به این چیزی که ازش صحبت کردی تو اصلاح روانشناسی میگن دژا-وو  Deja vu که یه کلمه ی فرانسوی و معنیشم میشه "قبلا دیده شده". توضیحیم که روان شناسای غربی دربارش میدن این که میگن این اتفاق ناشی از اختلال توی فرآیند حافظست. حالا منظورشون چیه؟ روانشناسای غربی میگن ما وقتی داریم با چیزی برخورد میکنیم و میبینیمش اون در حالت عادی میره تو قسمت حافظه کوتاه مدت ما و از همین طریق ذهن با به خاطر اوردن تصاویر چند ثانیه قبل تر و چیندشون پشت هم باعث میشه ما لحظه هارو دنبال کنیم. بعدش میگن حالا اگر همین اتفاق بیوفته اما تصاویر جای حافظه کوتاه مدت برن تو حافظه ی بلند مدت و از اونجا بازخوانی بشن ما حس میکنیم اتفاقی که چند لحظه پیش برامون اتفاق افتاده رو تو گذشته ی دور هم تجربه کردیم و مدام میگردیم که یادمون بیاد کی بوده و کجا این صحنه رو دیده بودیم. بعدشم میگن این درحالیه که ما هیچ وقت جواب این سوال رو پیدا نمیکنیم چون اصلا از اساس سوال الکیه. معتقدم هستن که تقریبا دو سوم مردم جهان با همچین تجربه ای رو به رو میشن تو طول عمرشون  و هیچ رابطه ی معنا داری هم بین این اتفاق و بیماری های روانی مثل اسکیزوفرنی یا بیماری های عصبی دیگه نیست. منتهی گرچه بعضی روانشناسای غربی چنین عقیده ای دارن و میگن این حال و خیلی دیگه از مسائل مربوط به رویا یه حالت عادیه و روند طبیعیه مغز و حافظس و هیچ ارتباطی یا تجرد و روح و اینا نداره ولی ما میگیم حقیقت این که این موارد نشون دهنده آگاهی های فرازمینی انسان ها در برابر وقایع مختلفیه که تو بستر زمان و مکان اتفاق میوفته که البته خود ما هم چون میدونیم مرز بین حقیقت و توهم گاهی اینقدر باریک که قابل تشخیص نیست برای همین میگیم به این راحتی ها نمیشه قضاوت علمی کرد دربارشون خیلی قطعی ازش حرف زد. ازون جایی که مغز آدما موقع خواب دیدن تو اون بخشایی که مربوط به پردازش حافظه بلند مدت فعالیت نشون میده از خودش به این ترتیب میشه گفت رویا ها حافظه کوتاه مدت رو نادیده میگیرن و مستقیما وارد حافظه بلند مدت میشن و ازین طریق میشه گفت تو اینجور موارد، رویاهای فراموش شده با اتفاقایی که در حال حاضر ما باهاشون رو به روییم عناصر مشترک پیدا میکنن و باعث بوجود اومدن این حس میشن. میدونی همه به این واقفن که خیلی از رویا ها ساخته ذهن و توهم فردی ای بیش نیست یا همون رویای کاذبن منتهی اینم نباید نادیده گرفت که بعضیاشونم در نتیجه فاصله گرفتن نفس از قفس زمان هستن و بخاطر همین اصولا رویاهایی که تو این موقعیتا دیده میشن رو تو حقیقت هم میبینیم. خب از دیدگاه بسیاری از دین ها هم داستان رویای صادقه حقیقته و تجربه بنی بشر هم تو تمام سال این موضوع رو اینقدر تایید کرده که تو حقیقتش هیچ تردیدی نیست. حالا بعضی از این رویا ها تو ذهن آدما باقی میمونه و بعضیاشونم به کل فراموش میشه و یه دسته دیگه شونم وقتی فرد تو زندگی باهاش مواجه میشه بیادش میاره. مثلا طرف یه اتفاقی براش میوفته میگه من عین اینو تو خواب دیدم ولی نمیدونه از چه طریقی بهش دسترسی پیدا کرده بوده تو خواب . بعضیا طبق همین چیزی که خودت گفتی این مسئله رو ربط به عالم ذر میدن و میگن بخاطر این که تو اون مرتبه آدم شاهد بر خلقتش بوده «وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِنْ بَنی‏ آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّکُمْ قالُوا بَلى‏ شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا یَوْمَ الْقِیامَةِ إِنَّا کُنَّا عَنْ هذا غافِلینَ»؛ الاعراف، 172.» و یادآور زمانی را که پروردگارت از فرزندان آدم ، از پشتشان ، ذریه آنان را گرفت و آنان را بر خودشان گواه ساخت که آیا من پروردگار شما نیستم ؟ گفتند : چرا ، تویی پروردگار ما و ما حقیقتی جز این که مملوک تو باشیم نداریم. ما این را دیده ایم و بر آن گواهیم . چنین کردیم تا روز قیامت نگویید ما از این حقیقت بی خبر بودیم .

حالا حکما میان میگن که خواب یه حالتِ که توش حسای ظاهری انسان نسبت به عالم خارج قطع میشه اما حس های باطنی همچنان کار میکنن. بعد نفس انسان بخاطر همین فراغتی که نسبت به عالم خارج و بند و بساطش پیدا میکنه میتونه بره تو عالم ملکوت زوم شه. حالا اینجا که میرسه داستان هرچقد آدم، ادمِ نفس کشته تری باشه و تعلقش به دنیا کمتر باشه اتصالش با اون عالم بیشتر و شفاف تر. بعد این اتصالِ گاهی وقتا بخاطر مشغولیت های ذهنی اصلا اتفاق نمیوفته گاهیم اتفاق میوفته ها ولی میاد قاطیِ ذهنیات شخصی اون طرف میشه و اون ذهنیات شخصی طرف حقیقته رو کلا منفجر میکنه از این طریق :دی و خیلی خاصن مواردی که براشون این سیم هم وصل شه هم با چیز مزاحمی قاطی نشه و صاف و پاک و خالی از خیالات زائد بمونه.
ازون جایی که ماوراء الطبیعه طبقه های مختلف داره نفس انسانم به نسبت ترقیش تو اون خواب هاش متفاوتن بعد باتوجه به این، اتفاقایی که تو خوابا میوفته رو باید از جنبه های متفاوت در عالم ملکوت تحلیل و برسی کرد. مثلا همین که فرد تو خوابش یکی رو میبینه که بعدا تو بیداری باهاش مواجه میشه و ملاقاتش میکنه میتونه نتیجه اتصال نفس با مرتبه ای از لوح محفوظ باشه که محل ثبت وقایع مختلف توی زمان و مکان.

هووووف شهید شدم اینقد نوشتم :// جان من نیای بگی هیچی متوجه نشدم که خودمم میدونم خیلی قاطی پاتی گفتم :دی امیدوارم یکمم شده جواب سوالتو گرفته باشی. و خب اینکه کلا این موضوع هنوزم که هنوز درحال برسیه و هنوزم به نتیجه کامل دربارش نرسیدن :)

الهام
۲۶ اسفند ۲۲:۰۸
واااااااااااااااااااااااای فاطمه چجوری ازت تشکر کنم چقد دقیق و خوب جواب دادی ببخشین چقد تایپ کردی حلالم کن چه جالب ^_^
ممنوووووووووووووووووووووووون
کربلایی خانم زیارت قبول باشه انشالله 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
درباره من
هر آنچه که یک مریخیِ محبوس در زمین می‌خواهد بگوید.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان