خدا گر ز رحمت گشاید دری، ز حکمت ببندد درِ دیگری!

هر دفعه که به کتاب خونه‌ی دانشگاه می‌رم، اسم هفت هشت تا کتاب رو توی ذهنم دارم تا توی سیستم های کتاب خونه سرچ کنم و امانت بگیرم‌شون. همیشه مبنا رو‌ می‌ذارم بر اینکه چندتاشون موجود نباشن و در امانت دانشجوهای دیگه باشن.  و همیشه یکی دو تا از اون‌ها، موجود برای امانت هستن و می‌گیرم‌شون.

امروز رفتم کتاب خونه تا برای عید، دو سه تا کتاب بگیرم. خوشحال بودم. چون اسم بیست و هفت هشت تا کتاب رو داشتم، جهت سرچ. اولی، دومی، سومی، چهارمی... هیچ‌کدوم موجود نبود! جلوی سیستم ایستاده بودم. چند کتاب اول، نسبتاً مشهور بودن و انتظار داشتم که موجود نباشن. اما هر چی به تهِ لیست کتابام نزدیک می‌شدم، یه جوری می‌شدم. هر کتابی رو که سرچ می کردم و مشخص می‌شد موجود نیست، پوزخندی می‌زدم و اسم یک کتاب دیگه رو تایپ می‌کردم. به اخرین کتاب که رسیدم، حس کردم صورتم داغ شده! داشتم ریز ریز میخندیدم. دیوونه شده بودم. تب های بالای فایرفاکس رو یکی یکی می‌بستم. ناموجود، ناموجود، در رزروِ سه عضو، در رزرو یک عضو، شما اولین نفر در لیست رزرو هستید... . آخرین کتاب هم سرچ کردم. ناموجود! حس کردم یکی داره باهام شوخی می‌کنه.  «گریگوری‌ منکیو» تا حمیدرضا ارباب و مهرداد صدیقی و ویرجینیا وُلف و نادر ابراهیمی و حتی دو سه تا نویسنده‌ی گمنام اسکاتلندی! دست راستم داشت می‌لرزید. هی با خودم تکرار می‌کردم که اتفاق هس. مهم نیست. نزدیک عیده، همه میخوان کتابای توی لیست شون رو بخونن. 

رفتم سمت کتابای مربوط به اقتصاد. در عین ناباوری، دو تا کتاب از یک نویسنده‌ی مشهور رو پیدا کردم. کتاب‌هایی که از همون اوایل ترم یک، دنبال شون بودم. کتاب‌هایی که از حوالیِ مهر تا همین چند روز پیش٬ شاید فقط یکی دو روز توی قفسه بودن و مدام دست دانشجوها می چرخیدن! کنارش، سه نسخه از کتاب «ثروت ملل» از آدام اسمیت، نشسته بود. اون‌ها هم همینطور بودن. از هر کدوم، یک نسخه برداشتم و رفتم برای امانت. 

نمی خوام بگم «خدا گر ز حکمت ببندد دری، ز رحمت گشاید درِ دیگری ...»! نه. فقط می خوام بگم بعد از شکست روحیِ پای سیستم، خدا یه حالِ اساسی داد که همه چیو بشوره ببره پایین. حالا درسته که آنچنان هم اساسی نبود، اما به هر حال، همه چیو شست و برد پایین.


۹ نظر ۴ موافق ۰ مخالف
پرستو ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
۲۴ اسفند ۲۳:۵۴
بازم خداروشکر یه کتابی پیدا کردی :)

پاسخ :

حقیقتاً خدا رو شکر!
گیس گلاب خاتون :)
۲۵ اسفند ۰۰:۰۸
اصلا تا شازده احتجاب هست چرا کتاب دیگه؟ همونو هزار بار بخونید و خداروشکر کنید :دی

پاسخ :

اتفاقا اونو سه چار روز پیش شروع کردم. تا قبل عید تموم میشه. این لیست هم برای عید بود.
+باشد دی: سعی میکنیم هزار بار بخونیمش! :))
نرگس :)
۲۵ اسفند ۰۰:۰۸
بیستو هفت هشتا کتاب 0_o
همش نبود؟؟؟؟؟ 0_o
واقعا منم بودم داغ میکردم
موسو محکم میکوبوندم تو مانیتور بترکه-_-
باز خوبه چیزایی که قبلا میخواستیو پیدا کردی..

پاسخ :

قیامتی بود اصلاً دی:
جرأت ابراز خشونت ندارم :)
جای شکرش باقیه:)
گیس گلاب خاتون :)
۲۵ اسفند ۰۰:۱۳
کار خوبی میکنید :))
من که کلی کتاب دارم برای عید منتهی وقت رو خدا داند ://

پاسخ :

دارید میرید اون طرفِ جهانِ هستی، کتاب میخواین چیکار؟!؟ دی:
مصطبه
۲۵ اسفند ۰۰:۲۶
نادر ابراهیمی فوق العاده است انصافاً! با یک خروار کتاب که همگی از سطح متوسط رو به بالایی برخوردارند.

پاسخ :

مرسی که خوندی.
هفته‌ی پیش ابن مشغله‌ش رو خوندم. امروز هم تضادِ درونی رو شروع کردم. دوست داشتنی هستن جفت‌شون :)

گیس گلاب خاتون :)
۲۵ اسفند ۰۲:۱۱
نمیرم اون طرف جهان هستی بمیرم یا ذوب بشم درش که بر میگردم بالاخره :/))

راستی اگر لیست کتابایی که گفتید رو برای من بفرستید ممنون میشم :دی اگرم نفرستید از اون طرف جهان هستی دعا میکنم که خودش خودشو بفرسته :))

پاسخ :

یا حضرتِ ساعت کامنت!
.
حالا خدا رو چه دیدین؟! چیزی که اونجا زیاده، بمب و نارنجک! یهو دیدین دیگه روی زمین نیستین :)))) البته خدا نکند. اما در هر صورت، احتمالات رو باید در نظر بگیرید :)
.
بار آخرتون باشع که از ویژگی های اون طرف جهان هستی، استفاده ی ابزاری میکنیدا :/ 
باشد٬ میفرستم براتون :)
الهام
۲۵ اسفند ۰۹:۴۶
چقد حسودیم میشه وقتی از کتابایی که دوست دارید بخونید میگید خسته شدم از این قفس ://// نه کتاب مورد علاقه نه فیلم مورد علاقه همش زیست ریاضی شیمی تکراری تکراری

پاسخ :

این سه چهار ماه باقی مونده رو بگذرونین. بعدش بشینید هر چقدر دلتون میخواد کتاب بخونید و فیلم ببینید٬ اونقد که دیگه حال تون از تفریح به هم بخوره :))
یه کم دیگه صبر کنید، بعدش همه چه رواله :)))

© زهـــــرا خســـروی
۲۵ اسفند ۱۳:۳۳
من هنوز لیست قبلی داره عذابم میده تموم نشدنشون  مخصوصا صدسال تنهایی دیگه روم نمیشه به بقیه بگم هنوز تموم نشده :)))ولی ترجیح میدم موازی اونا چند تا داستان کوتاه بگیرم :) 

+بازم خداروشکر:))

پاسخ :

همین طمع، از نشانه های مومنین است :))
.
:)
Poker Face
۲۶ اسفند ۱۰:۳۹
بازم خوبه که حداقل پیدا شد یکی:))  الان من بودم میگفتم درو بستیم خانوم برید یه روز دیگ‌بیاید😂

پاسخ :

هوم دی:
خخخخخ
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
درباره من
هر آنچه که یک مریخیِ محبوس در زمین می‌خواهد بگوید.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان