وقتی فراموش می‌کنم

این روزها همه چیز یادم می‌رود. همه چیز! قبلا هم خیلی چیزها را فراموش می‌کردم؛ اما چند ماه‌ی است که تابعِ فراموش‌کاری هایم به نقطه‌ی ماکزیمم رسیده است. نیمه شب از خواب می پرم و یادم می‌آید که روز قبل، باید کتاب کتابخانه را تحویل می‌دادم و نداده‌ام. می‌خوابم و صبح بیدار می‌شوم و موقع خوردن صبحانه، یادم می‌آید که یازده هزار تومان به علیرضا بدهکارم و قرار بوده یک ماه پیش حسابم را با او صاف کنم. توی مترو، وقتی به بند کفش هایم نگاه می‌کنم، به خاطر می‌آورم که قرار بوده از روی کلید های خانه، یک سری دیگر بزنم. 

از درِ شمالی دانشگاه که رد می شوم و چشمم به صورتِ تارِ مجسمه ‌ی فردوسی می‌افتد، یادم می‌آید که عینک‌م را به چشمم نزده ام و باید ردیف اول کلاس بنشینم تا بتوانم از روی تخته، جزوه بنویسم.

و همینطور تا پایان روز... .

یک دفترچه یادداشت برداشته ام و توی‌ش کار های هر روزم را ساعت هفت صبح همان روز می نویسم که تا آخر شب،‌ هی بخوانمش و چیزی را از یاد نبرم.

به نظرتان این روش، کاربردی است؟ معلوم است که نیست!

چون یادم می‌رود دفترچه را تا پایان شب بخوانم!

هر شب قبل از خواب، به شک می افتم که امروز چیزی را فراموش ام. همان لحظه است که یادِ دفترچه‌ام می‌افتم! دفترچه ای که ساعت هفت و نیم، در جیب جلوی کیف‌م گذاشتم و دیگر سمت‌ش نرفتم. پتو را کنار می‌زنم و برق را روشن می‌کنم. دفترچه را از توی کیف در می آورم و ورق می‌زنم. بالای صفحه نوشته ام :«دوشنبه». قرار بود به همایش ساعت چهار در دانشکدهٔ علوم بروم و زنجیر دوچرخه را روغن بزنم و جوراب‌هایم را بشویَم! خودکار را  برمی‌دارم و روی دوشنبه، خط‌ی می‌کشم و کنارش می‌نویسم:«سه شنبه»!

۱۱ نظر ۲ موافق ۰ مخالف
Pary darya
۱۳ ارديبهشت ۲۳:۲۹
((-:چه جالب!به چیزهایی که به هم دیگه مرتبط نیستن نگاه میکنین یاد،یه چیزی میوفتین.
این فراموشی عجیب نیست الان گفتین تعجب کردم من از اول همین بودم حتی،دچار یه فراموشی دیگه ام هستم که یادم میره چیو کجا گذاشتم،((-:اینایی گفتین خیلی برام عادیه من الان دقیقا پنج ساله یه کتاب ازکتابخونه گرفتم هنوز نرفتم بدم البته الان دیگه روم نمیشه...
اینا به خطر مشغله فکریم هست این فراموش کردناادم گاهی اونقد فکرش درگیره که اون فکر اونقد مهم میشه که باعث میشه حافظه ادم تحلیل بره و یادش بره کارهای روزانشو((-:

پاسخ :

آخ که من الهه‌ی گم کردنِ وسایل شخصی و غیر شخصی هستم :))) یه الهه‌ی دیگه هم پیدا شد همین الان :))
برید یه روز کتابه رو یواشکی بذارید توی قفسه شون :)))
درسته، مام با قدرت میریم که فتح کنیم قله های آلزایمر رو بزودی :)))
AmiN ☯
۱۳ ارديبهشت ۲۳:۳۱
تکنولوژی می‌فرماید : «از اعلان‌های موبایل استفاده کنید خب!»

پاسخ :

موبایل مون می‌فرماد «من اعلان ندارم! این سوسول بازیا برا موبایل های جدیده!» 
:)))
موبایلِ من همین که صبح بتونه رأس ساعت شیش و نیم ، آلارمش زنگ بزنه، شاهکار کرده :)))
حسین مداحی
۱۴ ارديبهشت ۱۰:۰۷
بیا برت یک وقت دکتر بیگیرم! اوضاعت خیلی خرابه!
حسین مداحی
۱۴ ارديبهشت ۱۰:۰۷
بیا برت یک وقت دکتر بیگیرم! اوضاعت خیلی خرابه!

پاسخ :

ها ها. بگیر بریم :))
نرگس سبز
۱۴ ارديبهشت ۱۰:۱۳
مگ فکرت درگیر چیه ک انقد فراموش میکنی؟

پاسخ :

یه سری کارای کلی‌تر و اصلی‌تر که ناخودآگاه پررنگ می‌شن توی ذهنم.
منتظر اتفاقات خوب (حورا)
۱۴ ارديبهشت ۱۲:۰۹
همون دفترچه راهکار خوبیه، با کمی اصلاح!! که دفترچه هم فراموش نشه! چون خودم از این راه حل تبعیت میکنم!

پاسخ :

بی صبرانه منتظر شنیدن پیشنهاد های اصلاحی شما هستیم :))
~ فو فا نو
۱۴ ارديبهشت ۱۶:۰۱
کافیه قبل خواب هرچیزی ک بشه بچسبه رو پیشونیتون و بشه روش نوشت رو بزنین اونجا و بنویسین دفترچه فراموش نشه ک وقتی صب میرین جلوی ایینه ببینینش. البته اگر جلوی ایینه رفتن یادتون نره. اگرم رف ک عب نداره. فوقش همکلاسیا و کسایی ک میبینین میگن این چیه رو پیشونیت و یادتون میارن. برا انجام دادن این کار هم میتونین باز رو دیوار ی چیزی بزنین بنویسین ک اینکار یادت نره ک اینم یادتون نره :|

پاسخ :

ممنون از راه حل دی: ولی خب ساعتِ هفت و هشت فوقش میبینم دفترچه رو و نگاش می کنم و باز میذارم توی کیفم و باز شب ش یادم میاد که برم نگاش کنم :)
.
یه مدت از این کاغذای چسبی می زدم به در و دیوار، ولی خب کَنده می شدن و باز فقط توی خونه کاربرد داشتن و وقتی میرفتم بیرون، باز یادم می رفت کارا رو :/ :)

الهام
۱۴ ارديبهشت ۲۲:۴۶
یه بند اویزون کنین به دفترچه بعد بندازین گردنتون :دی تازه بعضی موقعها هم فراموش میکنین اصن وبی دارین نظرات سالی یه بار پاسخ داده میشه :)) من وضعم خییلی بدتر از شماست نگران نباشین 

پاسخ :

مرسی از پیشنهاد :) ... مرسی از انتقاد :)) ... مرسی از ابراز همدردی :)
~ فو فا نو
۱۵ ارديبهشت ۰۱:۳۳
خب این مثال بود. شما میتونین هر کار دیگه ک فک میکنین کاربردیه باز بکنین. خلاقیت ب خرج بدین دیگه. مثلا وقتی پیشونی رو دیدین بعدش بچسبونین کف دستتون ک بیرون ک رفتین باز نگاتون ب کف دستتون افتاد یادتون بیوفته و دفترچه رو نگاه کنین

پاسخ :

آقا اینا چسباش خیلی شله پی: ولی میشه مثلا کف دست نوشت. 
یاد ممنتو افتادم خخخخ باس واژه‌ی دفترچه رو خالکوبی کنم روی دستم :)))
Miss pocker face
۱۵ ارديبهشت ۱۵:۱۴
بهتره یه سری کارها و بازیهای مربوط به تمرکز رو انجام بدین مثل دومینو چون وقتی تمرکز داشته باشین چیزایی که لازمه است رو فراموش نمیکنید 

پاسخ :

اینم باحاله دی: حتماً امتحان می‌کنمش :)
تشکر :))
-دایناسو ر-
۱۵ ارديبهشت ۲۲:۰۸
می‌تونید آلارم گوشیتونو برای هرروز حدودای سه و چهار فعال کنید تا بهتون یاداوری بشه به دفترچه مورد نظر سر بزنید.

پاسخ :

هووووم... خوب به نظر میاد دی: واستید امتحانش کنم، ببینم به کارم میاد یا نه.
ممنون :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
درباره من
هر آنچه که یک مریخیِ محبوس در زمین می‌خواهد بگوید.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان