زیر پوست شهر




از همان بچگی، زیاد اسمش را می شنیدم: زیر پوست شهر. هیچوقت اما ندیده بودمش. مدتی پیش به طرزی بامزه، به دستم رسید. انداخته بودمش گوشۀ درایوِ دی. کنار عصر یخبندان و سیزده و بایسیکل ران. از همان قدیم، وقتی اسمش را می شنیدم، انتظار داشتم به کسل کنندگیِ ناخدا خورشید و هامون باشد. قرار بود امروز، یکی از اعضای خانواده، از بعدِ افطار تا ساعت شش صبح، بیدار بماند(دلیلش را مفصلاً خواهم گفت).

ساعت سه و نیم شروعش کردم و حوالی پنج و نیم تمام شد. دو دقیقۀ اول فیلم که رد شد، خوشحال بودم که یک نفر به این شیرینی و ظرافت، بحث حجاب را قلقلک می دهد. از نیم ساعت ابتدایی که گذشت، به یقین رسیدم که اصل جنس است. وقتی در نیم ساعت پایانی، گریۀ محمدرضا فروتن را دیدم، دیگر روی زمین بند نمی شدم. شعف گرفته بودم.

اگر زیر پوست شهر را ندیده اید، حتماً ببینیدش. اگر هم دیده اید، دوباره ببینید. این فیلم آنقدر خوب و ارزشمند است که بارها بشود آن را تماشا کرد و از داستان و کدهایش نکته و قصه درآورد و لذت برد. 

.

الصاقیه: جملۀ زیرِ اسکرین شاتِ وسطی: !Your scarf ... Fix your hair ( مقنعه‌ت... موهات رو درست کن(موهات رو بپوشون)! )

۶ نظر ۳ موافق ۰ مخالف
پونیکا :)
۰۲ تیر ۰۶:۰۴
فیلم؟
حتما میبینمش
ممنون :)

پاسخ :

یا حضرتِ شب زنده داری! :))
نه دیگه، موسیقی متنه دی: ادای فیلما رو داره در میاره :)))
.
قابلی نداشت 
پونیکا :)
۰۲ تیر ۰۶:۱۵
من سه بوز نخوابیدم آقا :|
الانم تازه کارام تموم شد و شانس با شما یار بود که تایم ها همزمان درومد و من اومدم کامنت نگاشتم در کامنت دونی تون :)))
حالا نیگا یه روز من خستم همه منو مسخره میکنن ://گفتم شاید مستند باشه خب :||

پاسخ :

مشخصه خیلی خواب تون میاد :))) بوز و گیلاس میچینه چشماتون دی:
خدا از ما نگیره این شانس ها رو! :)) من برم خودم و شانسم رو ثبت جهانی کنم دی: 
آخی دی: دلم سوخت ... 
آها از اون لحاظ دی: 
پونیکا :)
۰۲ تیر ۰۶:۲۷
خیلی بدم میاد از سوتی دادن تو لحظات حساس منتهی اصولا هم سوتی داده میشه -___-
زود باشید برید ثبت جهانیش کنید و بعدم بخاطرش سجده شکر بجا بیارید :))
دل مریخی ها هم مگر میسوزه؟ :دی اشک ها بریزید برای خستگی من که تا بعد از ظهرم نمی تونم استراحت کنم ://
خدایی از همون لحاظ پرسیدم  -__-

پاسخ :

اوکیه دی:
باشد باشد :)) صدقه هم دادیم جهت افزایش معنویتِ ماجرا :)
فعلاً که سوخته دیگه دی: تا دیر نشده، بهره های کافی رو ببرید :)) 
خب دیگه نیاز به گریه نیست دی: باور میکنم.
فِ. شین.
۰۲ تیر ۱۱:۴۱
فیلم جالبی به نظر میاد (:
-دایناسو ر-
۰۲ تیر ۱۵:۲۰
 از اونجایی که شما به همه کامنت هاتون توجه نمی‌کنید، حسِ کامنت نوشتن آدم معمولا نمیاد. البته شاید دلیل اصلیش این باشه که به شخصه معتقدم باید احترام متقابل برای خواننده وب و یا نگارنده نظر قائل بود. :)

با گذشت از کنار حرفای بالا، اومدم بگم ممنون بابت معرفی

پاسخ :

توجه می کنم؛ اما حس جواب دادنم نمیاد. باید توی مودش باشم و اکثر مواقع نیستم. همین وقتاست که شاعر میگه نظرات مطلب رو ببند و خودتو خلاص کن :)) مرسی از بیان اعتقادتون. 
.
قابلی نداشت. ببینیدش ها دی: هفته بعد میام خلاصه و توضیح و تفسیر ازتون میگیرم :))
Paris _A
۰۳ تیر ۰۰:۴۳
من اینو دیدم :))) خیلی خیلی قبل ترا

پاسخ :

در دورۀ شیرخوارگی؟ :))
خیلی هم خوب :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
درباره من
هر آنچه که یک مریخیِ محبوس در زمین می‌خواهد بگوید.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان