خطّ عمودیِ آبی

عصری که خواستم انتهای سیم هدفون را در سوراخ کنار لپ تاپ فرو کنم، نگاهم به نمایشگرش بود. سیم را که فرو کردم، خطی عمودی و آبی روی صفحه ظاهر شد. قطرش به زور، یک میلیمتر بود. لحظۀ اول گمان کردم که زیر بارِ سه چهار برنامۀ سنگین در حال اجرا، به سیستم فشار آمده و تا چند ثانیۀ دیگر، خط آبی محو می شود. اما نشد. یک دقیقه گذشت، دو دقیقه گذشت. ضربان قلبم بالا رفت. لپ تاپ را بستم و بعد از یکی دو دقیقه بازش کردم. دعا می کردم وقتی صفحه روشن می شود، خبری از خط آبی نباشد. روشن که شد، خطّ آبی را باز هم دیدم. همانجا سرِ جایش نشسته بود. به ده ثانیه نکشید. گوگل کردم: «Blue line on my laptop screen». عرق کرده بودم. اولین لینک را که باز کردم و نظرات متخصص ها را خواندم، صورتم گُر گرفت. دوباره گوگل کردم: «Blue line on screen + Lenovo Y700». تمام پرسش و پاسخ های صفحۀ اول گوگل را خواندم. همه چیز روشن بود و دقیق. مثلِ وقتی که برگۀ آزمایش و نتیجۀ سی‌تی اسکن و رادیولوژی‌ات را به دکتر نشان می دهی و می‌گوید یک غدۀ بدخیم پشتِ حنجره ات رشد کرده است. پول ویزیت را می دهی و می روی به مطبِ کناری و همان حرف های دکتر قبلی را می شنوی. تا آخرِ شب، همین کار را تکرار می کنی و در نهایت، تو می مانی و ساختمانی که همۀ متخصصین‌ش از غدۀ بدخیم‌ات حرف زده اند. 

بعد از چند دقیقه، افتاده بودم گوشۀ اتاق. داشتم به قسط دوم لپ تاپ فکر می کردم که قرار است هفتۀ دیگر واریز کنم برای فروشنده‌اش. هنوز یک و نیم میلیون تومان از پول خریدش مانده بود که هزینۀ تعمیرش افتاد روی دوشم. رفتم سراغ لپ تاپ. نفسی کشیدم و تب های کروم را بستم و گفتم بگذار امین بیاید خانه. یک کاری‌ش می کنیم.

چند ساعت از عصر گذشته و امین هنوز به خانه نیامده. دارم اینها را می نویسم و زل زده ام به نمایشگر لپ تاپ. خطّ عمودیِ آبی هنوز هم سر جایش نشسته و دارد مرا نگاه می کند. دیگر تنها نیست. حالا یک خطّ عمودیِ آبی دیگر، روی قلبم حس می کنم. شده اند دو تا. دو تا خط عمودیِ آبی که مشکلشان با آپدیت و ریست و تعویض ویندوز درست نمی‌شود. سخت افزاری‌اند؛ سخت.

.

الصاقیه: چقدر ناله کردم این چند روز :))

۱۲ نظر ۶ موافق ۰ مخالف
پـــــر ی
۰۳ تیر ۲۲:۴۷
تمثیل قشنگی بود 

پاسخ :

اگه لبخند به معنای خوشحال بودنم از وضعیت فعلی نباشه: 
:)
فِ. شین.
۰۳ تیر ۲۲:۴۸
اوه ):
+ راستشو بخواین یه دوستی دارم، سه چهار تا خط همونجوری افتاده رو اسکرین لپ تاپش ولی عین خیالش هم نیست D:

پاسخ :

مثل اینه که یکی از دندونای پیش‌ت، به جای سفید، قرمز باشه! سخته تحملش :)
.
منم یحتمل دو سه روز دیگه به همون حالت در میام... 
حسین مداحی
۰۳ تیر ۲۲:۵۱
واقعا شکستن قلب یک جوون به چه قیمتی؟! باید برم جلوی دفتر شرکت لنوو تحصن کنم.

پاسخ :

والا! زدن نصفِ عمرم رو کم کردن نامسلمونا!
توی تهران نمایندگی ندارن که با هم بریم؟ 
حسین مداحی
۰۳ تیر ۲۲:۵۳
ببین. روی لپ تاپ مویم یک عالمه نویز سبز رنگ هست. خیلی وقته باهاش کنار آمدم. منظورم از یک عالمه یعنی نسبت به نبودنشان یک عالمه ان. ولی خب مشکلی توی کارهای روزمره ایجاد نمکنن.
خیلی ساده درم به زندگیم ادامه مدم.
اگه دیدی هزینه تعمیرش خیلی زیاده باهاش کنار بیا. خیلی ها با غدۀ سرطانی شان کنار مین. دوست مشن حتی!
الان نمدنم اگه خطوط سبز روی مانیتور لپ تاپم نباشن چیکار مشم! خخخخ

پاسخ :

خخخخخخ 
تو اسطورۀ من در کنار اومدن با مشکلاتی حسین!
اینم نشسته همین کنار، داره کامنتای شما رو میخونه. حالا در فرصت مناسب، مِن باب اشنایی، براش اسم میذارم که فعلاً از همنشینیِ همدیگه لذت ببریم.
یکی گفت دویست تومن. که خب خیلی زیاده خخخخ ایشالله یا کنار میام، یا هم که کنار میام!
حسّ الفت‌ت منو تحت تاثیر قرار داد یره خخخخ 
پونیکا :)
۰۴ تیر ۰۰:۴۲
اینا همش اثرات آه منه که نمیاید جواب منو بدید :))
هر وقت بیاید خود به خود میرن این خط ها :دی

پاسخ :

من مغزم تا یه جایی گنجایشِ فکر کردن داره :) 
اصلاً حالا که اینجوریه، اول جنس رو بدید، بعد جواب رو تحویل بگیرین :)) هروقت خط ها رفتن، جواب شمام میدم دی: 
پونیکا :)
۰۴ تیر ۰۰:۴۴
من این حسو وقتی داشتم که خواهر زادم گوشیمو انداخت زمین و بالای ال سی دیش یه ترک افتاد یعنی تا یک ماه نگاهش میکردم عصبی میشدم الانم که قشنگ شده سه تا ترک سه جهت صفحه گوشیم :||

خیلی حس بدیه خیلی. اصلا آدم وقتی میبینتشون دلش میخواد بزنه کلا نابودشون کنه :)))

پاسخ :

قدرتِ تخریب‌ِ بچه، به خاله ش رفته :))) عجیبه که به یه ترک راضی شده طفل معصوم دی:
.
دقیقاً! یه لحظه گفتم بزنم اینو پرت کنم یه ور، بعد برم از نمایندگیش یه نوش رو بگیرم به جاش :| :)
Paris _A
۰۴ تیر ۰۱:۲۹
ی لپ تاپ با ی خط عمودی آبی خیلی  جذاب تر از ی لپ تاپ بدون خط آبیه ک😂😂😂😂😂

پاسخ :

#نیمه_پر_لیوان :))
الان کامنت تون با همین خط ابی، به دو تیکۀ نامساوی تقسیم شده :)))
پونیکا :)
۰۴ تیر ۰۳:۰۵
من چی رو خراب کردم ؟ :|| عجیب نیست من زود رسیدم متاسفانه :))

دیوار رو به رویی خیلی چشمک میزنه تو این جور لحظات :|:دی

پاسخ :

فکر کردم بقیه ترک ها رو شما ایجاد کردید. ولی گویا اینچنین نبوده. / میذاشتین راحت باشه بچه دی: پس پتانسیلِ متلاشی کردن گوشی رو داشته خدا رو شکر دی: 

:)
پونیکا :)
۰۴ تیر ۰۵:۰۶
خل که نیستم خودم گوشی خودمو نابود کنم :|| بعد یه مدت خودکار اون ترک از بالا تا وسط صفحه اومد و از اونجا هم باز خودکار دو شعبه دیگه زد به طرفین :)) بله در زمینه پاتک زدن به اتاقم منهدم کردنش و شکستن وسایلم هم فوق تخصص داره ://

درباره اون حرف اولم شوخی کردم یه وقت جدی نگیرید ها بعدا مغزتون مثل صفحه لپ تاپتون تحت فشار فکری خط خطی آبی دار میشه دیگه هیچی :دی اونوقت از برادرتونم کاری ساخته نیست میان برای من :))

پاسخ :

نه؛ مثلاً اینجوری که بندازین زمین سهواً. چه فلسفی طور رفتار میکنن ترک های گوشی تون :) درس زندگی میدن به ادم اصلا! ... خدا برا مامانش نگهش داره دی:
.
:)) 
مهندس .میم
۰۵ تیر ۲۲:۲۵
هیچی بدتر از این نیست که آدم دل چرکین بشه.من بودم که دیگه میمردم

پاسخ :

به انضمامِ #هعی ...
Miss pocker face
۰۶ تیر ۱۵:۵۱
مگه ضمانت نداره ببرینش خدماتی براتون درستش کنن 
من مانیتور کامپیوترم دو سال پیش اینجوری شد بردم نمایندگیش برام درستش کردن 

پاسخ :

نه خخخخخ اُپِن باکس خریدم. ضمانت نامه ش غیرقابل استفاده شده. مشکل حل شد البته :) به لطف الطافِ الهی و برخی قضایای پشت پرده :)

.
خدا رو شکر :)
هلما ...
۱۰ تیر ۰۰:۰۲
خط عمودی گویا لپ تابتون رو پوکونده. آره؟؟
خیلی وقته آپ نشده اینجا.

پاسخ :

:))) نه. فقط صفحه رو مخدوش کرده بود.
سفر هستم از هفته پیش. نت به زور پیدا میشه :) 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
درباره من
هر آنچه که یک مریخیِ محبوس در زمین می‌خواهد بگوید.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان