وقتی وام می‌گیریم

اخیراً مقدمات دریافت اولین وام عمرم را فراهم کردم. پروسۀ عجیبی دارد. ابتدا کلی بدبختی می‌کشی تا پرونده‌ات بدون نقص باشد؛ اما نمی‌باشد! ضامن و امضاء و حساب و سرمایۀ اولیه و حکم کارگزینی و کوفت و درد! همه را فراهم می‌کنی. اما وقتی پیش مسئول وام می‌روی، می‌گوید که زهر مار را در پرونده‌ات کم داری! و با خوشحالیِ خفیفی بیان می‌دارد: «نمی‌شه! برو تکمیل کن، دوباره بیار». و می‌روی و تکمیل می‌کنی و دوباره می آوریاش. پروندهات را میگیرد. براندازش میکند و وقتی هیچ نقصی در آن نمیبیند، نگاهی به چهرهات می اندازد. جوری که گویی اموال میلیاردی آقای خدابیامرزش را هاپولی کرده‌ای؛ یا روزی جایی سرش کلاه گذاشته‌ای و یا در اختلاس‌های رضا خاوری و مهدی هاشمی، نقشی کلیدی داشته‌ای و قسر در رفته‌ای! حالا هم آمده‌ای تا با گرفتن یک وام کوچک، اوضاع را طبیعی جلوه داده، اینترپُل را سردرگم نموده و سپس از کشور فرار کنی!

مدتی می‌گذرد و کارمند بخش وام، بالاخره نگاهش را به نشانۀ «ای بابا! همه خوردن، تو هم روش...» از صورتت بر می‌دارد. سپس در حالی که آه می‌کشد، پرونده‌ات را می‌اندازد روی کوهی از پرونده‌هایی که رنگ‌شان دقیقا مثل پرونده توست و روی همه شان نوشته: «درخواست وام»! دلت هُرّی می‌ریزد! آن لحظه است که کارمند، سرش را بر می‌گرداند. دوباره نگاهش را به سوراخ مردمک چشمت می‌دوزد و با لبخندی مرموز، در دلش می‌گوید: «ها ها! خیال کردی به همین راحتی وام گیرت میاد؟ ها ها! این دو هزار نفری که پرونده شون اینجاست هم همین خیال رو داشتن. هر وقت این دو هزار نفر وام گرفتن، بعدش نوبت توئه! ها ها! ها ها!» و همانطور که به «ها ها» کردن ادامه می‌دهد، سرش را به سمت مانیتور برمی‌گرداند و به کارت بازی‌اش روی سیستم ادامه می‌دهد ... 

.

الصاقیه: سه چهار خطی مانده هنوز. بماند برای فردا شب :) 

۷ نظر ۷ موافق ۰ مخالف
میم _
۳۰ مهر ۰۰:۵۹
چقدر خوب نوشته بودی:))
کاملا ادم میتونه هم ذات پنداری کنه

پاسخ :

خوب می خونی شما :) 
جیرجیرک .
۳۰ مهر ۰۱:۰۲

Fuck this Fucking fucked up Bureaucracy

پاسخ :

به همین برکت قسم؛ پیر کرده ما رو ... هر بخش‌ش به تنهایی از پا در میاره آدم رو
حسین ...
۳۰ مهر ۰۸:۱۱
خواستم از دانشگاه وام بگیرم. پشیمون شدم. خیلی سخت بود.
بعدش رفتم دیدم گرفتن وام اون هم به این صورت، اصلا توی دین توصیه نمیشه.

پاسخ :

:)
اینا سودشون صفر درصده البته گمونم... مشکلی نداره یحتمل
مریــــ ـــــم
۳۰ مهر ۱۱:۴۰
یه خواستگار داشتم کارمند بانک بود
از اینکه ردش کرده بودم ناراحت بودم
اما الان با خوندن متنت خوشحال شدم
ادم نبودن که ،فرشته عذاب بودن
:|

پاسخ :

می‌گفتین بیاد سراغ ما! «))))
.
آره؛ واقعا عذاب می دن ...
حسین ...
۳۰ مهر ۱۲:۵۵
البته فکر نمیکنم بدون سود باشه. بعدشم وام کلا چیز خوبی نیست.
حالا چهار ماه پرداختش نکنی به هر دلیلی. چه بلایی سرت میارن؟! اون سرش ناپیداست!

پاسخ :

که اینطور
هلما ...
۳۰ مهر ۲۲:۲۵
ای خدااا :)
نگفتین که آقا نخواستم؟؟

پاسخ :

:)
نه هنو
الهام
۲۷ آبان ۲۲:۴۷
چقد مسیٔول وام شبیه جادوگرای توی فیلمای تخیلی بود :دی  حیف شد کلی تو ذهنم برنامه داشتم واسه وام دانشجویی:/
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
درباره من
هر آنچه که یک مریخیِ محبوس در زمین می‌خواهد بگوید.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان