او شبیه شماست

خیال کنید با آدمی روبه‌رو شده‌اید که خیلی شبیه شماست. عادت دارد هر چند دقیقه صدای انگشتانش را در بیاورد. لبخند روی لب داشته‌باشد و با شنیدن جمله‌ای، بلند قهقهه بزند و ناگهان احساس کند که کف دستانش چقدر عرق کرده‌است. دست راستش را بالا بیاورد و کف‌ آن را فوت کند در حالی که هنوز دارد می‌خندد. بعد دست چپش را بالا بیاورد و فوت کند. همان دست چپ را ببرد توی موهایش و آن‌ها را از روی صورت کنار بزند. بعد، مضطرب شود که نکند موهایش نامرتب شده باشد. برای پرت کردن حواس نفر مقابلش، عینک را از چشم بردارد و با گوشه‌ای از پیراهن یا مانتو یا شالی بلند، تمیزش کند و دوباره بر چشم بگذارد. همزمان با شما تصمیم می‌گیرد روی صندلی جابه‌‌جا شود و کمرش را صاف کند. سه چهار دقیقه بعد، باسنش را روی صندلی، جلو می برد و کمرش را خمیده می‌کند. حالا راحت به نظر می‌رسد.

با دیدنش تعجب می‌کنید. شاید هم کمی عصبی شوید و فکر کنید همه اش یک شوخی است و چند نفر از دوستانتان می‌خواهند اذیت تان کنن. رفته اند و تمام رفتارهای جزیی شما را به یک نفر یاد داده اند تا در وقتی خاص، آن طرف تر، مقابل تان بنشیند و همزمان با شما، آن ها را تکرار کند. تصمیم می‌گیرید بلند شوید و بروید و به او بگویید که همه چیز را فهمیده‌اید و به رغم بامزگیِ شوخی‌اش، بهتر است آن را تمام کند. او اما ناگهان بلند می‌شود؛ زودتر از شما. شال گردنش را مانند شما، دور گردنش ‌می‌پیچد و می‌رود. حیرت می‌کنید. بلند می‌شوید تا دنبالش بروید. بیرون که می‌رسید، می‌بینید آدم‌های بی شمار، از لابه‌لای همدیگر دارند حرکت می‌کنند. می‌مانید با آدمی که خیلی شبیه‌تان بوده است. حالا هم رفته‌است.

۱۲ نظر ۸ موافق ۰ مخالف
شادوَرد __
۰۳ دی ۰۷:۵۲
میشه گفت مقدار قابل توجهی حیرت و پرسش باقی میمونه، و همین، می مونه.

پاسخ :

دقیقاً
پونیکا :)
۰۳ دی ۰۸:۱۷
من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می رود طور دی:

پاسخ :

ها وُلّا :))
یک آشنا
۰۳ دی ۰۹:۳۴
من خوشحالم میشم یکی مثل خودم رو ببینم :)
حتما زودتر از اون بلند میشم که اون بیاد دنبالم 
+ دارم فکر میکنم چرا اون حواسش به شما نبوده ؟ شایدم بوده!

پاسخ :

جالبه واقعا. البته همیشه یه سوال مهم در ذهن بشر بوده که آدمای شبیه به هم، به درد همدیگه می خورن یا نه :)
شایدم بوده ... 
میم _
۰۳ دی ۰۹:۴۰
"she was your "person

پاسخ :

#هعی :)
الـی .
۰۳ دی ۱۰:۲۶
ما تا یه مدت از اینکه حتی یه فیلمی رو قبلا دیده بودیم و یه دیالوگ خاصش واسه هردومون جالب بود، هم تعجب میکردیم. یا اینکه یه اخلاقی که همه نداشتن رو فقط ما داشتیم و نمیدونستیم، یا یه کاری که چندین بار انجام دادیم اما خبر نداشتیم طرف مقابل هم دوسش داره یا ازش بدش میاد و ... یا تو سال های مشترک رفتیم یه موسسه ای و زبان خوندیم و اصلا همدیگه رو ندیدیم و... انگار یه نفر مثل من همه چیو زندگی کرده و الان دارم میفهمم. نمیدونم تونستم منظورمو برسونم یانه اما به قول خودش الان دیگه تعجب نمیکنیم فقط لذت میبریم!
اگه مث شماست بازم یه روزی یه جایی پیداش میکنین به وقتش!

پاسخ :

از این داستانا خوشم میاد. مخصوصا وقتی واقعی باشن :) جالب بود. خوب باشین ایشالله.
یاد کتاب «دختر پرتقال» افتادم. وقتی برمیگشتم خونه، هی میگفتم لابد فردا شب هم میاد همینجا. یا شایدم یه روز بتونه حدس بزنه ک کجا ها ممکنه برم یا هرچی!

پـــــر ی
۰۳ دی ۱۱:۱۸
حالا واقعا دارم به این فکر می کنم که درمورد همه رفتارهای بیخودم این کارو انجام بدم. احتمالا حالم از خودم به هم بخوره. 
مثلا آدمی که تا استرس داره شروع می کنه به کندن لبش :(((
یک آشنا
۰۳ دی ۱۳:۳۸
تا منظور از درد هم از چه نظر باشه ! 
خیلی متفاوته 

پاسخ :

"به درد هم خوردن" رو میزان لذت بخش بودن رابطه برای طرفین و پتانسیل رشد معنی می کنم. به جای "رشد" میشه «در نوردیدن چیزای جدید» رو هم قرار داد. ایدۀ قطعی ندارم درباره ش. باید فکر کنم :)
یک آشنا
۰۳ دی ۱۳:۵۰
به نظر من پتانسیلش برمیگرده به خود افراد
میتونه کسل و خسته کننده باشه ، چون هر آدمی خودشو می شناسه 
از طرفی میتونه هیجان انگیز باشه تفکر به این که آدم همزاد خودشو پیدا کنه :| ، یا اصلا شباهت ها کجا پیش میره 
از طرفی میتونه تسکین بخش باشه چون هم رو درک می کنن و درد های هم رو می فهمن
و این سلسله ادامه دارد در ابعاد دیگر...

پاسخ :

گمونم همینجوریه. درک کردنه رو تا حدود زیادی باش موافقم. همزاد کلاً واژۀ عجیب غریبیه :)

مرسی از نظرتون 
هلما ...
۰۴ دی ۱۹:۴۲
یه لحظه کلی شباهت بین خودمو این آدما حس کردم. :|
اگه مثل پست زودتر برا نزدیک شدن به همزادش اقدام نکنه روزها سرگردان میمونه.

پاسخ :

چه جالب :)

هعی ... دی:
منتظر اتفاقات خوب (حورا)
۰۹ دی ۱۱:۵۷
از این آدم برای شناسایی رفتارهای غلطم استفاده میکنم!

پاسخ :

کار جالبی میشه
احلام حسینی
۱۳ بهمن ۰۱:۰۲
پیشنهاد حوا 👍 داشت👏
احلام حسینی
۱۳ بهمن ۰۱:۰۴
ببخشید حورا !🙈🙊 منظورم کامنت "منتظر اتفاقات خوب(حورا) هست.

پاسخ :

رِواله :)) ... مرسی ازشون بابت ایده شون.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
درباره من
اینجا محل تجمع حرف‌هایی بدیهی است
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان