نیستی در کار نیست...ی در کار

در رگ های خورشید آب می‌شویم و در دهان راه شیری غلت می‌خوریم. با رود بالا می‌رویم و با اشک، روی زمین افتیم. برگ، تنفس‌مان می‌کند و باد ما را می‌مَکد. زمان درون‌مان می‌دود و تاریکی، درونمان به خواب می‌رود. لطافت لمس می‌کندمان و لیس می‌زندمان. آفتاب پوست مان را آنقدر خنک می‌کند که برف برای گرم کردن‌مان از آسمان می‌بارد. زمین نرم می‌شود و درونش فرو می‌رویم. نیست می‌شویم و هست می‌شویم. به ریشۀ گیاه می‌رسیم و بالا می‌رویم و قند می‌شویم و آب می‌شویم.

نیست می‌شویم و هست می‌شویم. نه! هستیم و هستیم. در ذره هستیم و در ذرات هستیم و در مجتمع‌شان هستیم. نیستی در کار نیست...ی در کار نیست...ی در کار نیست...ی در کار نیست...ی ...

۵ نظر ۱۰ موافق ۰ مخالف
فــــ . میم
۱۳ بهمن ۰۰:۳۸
بی نظیر بود نوشته تون... نمی دونم چه طوره که انقدر به دلم نشسته. شاید چون مدت زیادیه سعی می کنم این مفهموم رو بنویسم و درست در نمیاد. ممنونم بابت سخن گفتن از زبانم که این همه مدت تلاش کرد و نتونست بنویستش.

پاسخ :

خوشحالم که خوشتون اومده.
و مرسی که خوندید.
عارفه ...
۱۳ بهمن ۰۰:۴۳
هستیم؟

پاسخ :

بطور نسبی، نیستی رو هم تجربه می کنیم. ولی خب به نظر میرسه که همیشه هستیم. 
فا طمه
۱۳ بهمن ۰۰:۴۹
در کل ک خیلی خوب بود ولی همش ی طرف، اون اخرش و نیست ی یه طرف. شوک داد بم انگار. فک کردم چ وحشتناک :/

پاسخ :

لطف دارین و اینا. آره یه جوریه برا خودمم :/
.
از خودم تعریف بکنم؟ :)) آرههه منم خوشم میاد از تهش دی: کلا اصل متن رو یک ماه قبل پیش نویس کردم تو پنل. دیشب دو و نیم خط اخرش رو اضافه کردم.
شادوَرد __
۱۳ بهمن ۰۱:۴۷
قشنگ بود، منم قبلا به این فکر کرده بودم؛ یه بار حتی از خودم می پرسیدم که الان این ذرات جسم من قبلا تو بدن کی بوده؟ و حتی وقتی مثلا یه میوه از اون طرف کره زمین می یاد و ما می خوریم، الان ذرات بدن کی رو داریم دریافت می کنیم؟ حتی میتونه یه حیوون باشه، مثل یه چه میدونم ببری، شیری، سنجابی:)
کلا چرخه ی قشنگیه:)

پاسخ :

تا حالا بهش فکر نکرده بودم! این ک ما قبلا ذرات مون تو بدن کی بوده! ... ایدۀ بامزه ایه ...
مرسی که گفتینش ... 
جناب دچار
۱۴ بهمن ۱۰:۴۷
وقتی عمرمون میگذره

در نیستی فرو می رویم یا در هستی؟

پاسخ :

چیزی که به نظرم می‌رسه اینه: «نیستی» توی مقیاس بشری، یه چیز نسبی‌ است. یعنی با گذر عمر و نزدیک شدن به مرگ، به یک نیستیِ نسبی می‌رسیم، نیستی نسبت به هستیِ عالم مادی فعلی. حالا اگر معتقد به تناسخ، معاد یا هر ایدۀ مرتبط با ادامه دار بودن حیات باشیم، نیستی دیگه بی معناس تقریباً. ینی یه بار به هستی وارد شدیم و همیشه توی هستی حضور داریم ... حالا نمی دونم که توش فرو هم می‌ریم الزاماً یا نه :))
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
درباره من
هر آنچه که یک مریخیِ محبوس در زمین می‌خواهد بگوید.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان