علم بهتر است یا ثروت؟

در مورد علت نامفید بودن برخی علوم یا ناکارآیی‌شان، می‌گویند مشکل از کسانی است که با قدرت، علم را هم رهبری می‌کنند. اولین چیزی که در کلاس توسعۀ ترم چهار یاد گرفتیم، این بود که نظریات توسعه گاهی زیرنظر صاحبان پول تولید و به کشورهای جهان سومی صادر می‌شده‌اند. برنامه ریزی شده و جهت دار. چیز عجیبی هم نیست. سرمایه است دیگر. هر جا برود، آقاست.

خواستم بگویم امروز تماس گرفتند و دعوتم کردند به یک شرکت. فرد تماس گیرنده را می‌شناختم. دعوت را پذیرفتم و رفتم. حدود نیم ساعت مقدمه چینی کردند. آخرش پرسیدند به نظرم آیندۀ کار و دم و دستگاهشان چطور می‌شود. با دانشِ یک دانشجوی ترم چهاری، جواب دادم که «اگر فلان شود و بهمان شود، شاید تا ده سال دیگر ورشکست شوید یا بخش بزرگی از کارمندان‌تان بیکار شوند.» گفتند برایمان اثبات کن. کمی حرف زدم و پذیرفتند. گفتند حاضری یک محتوای آموزشی طراحی کنی که به کارمندان‌ فعلی و آتی‌مان ثابت کند کسب و کارِ ما لااقل تا ده سال آینده سودزا خواهد بود؟ طی تمام دو ساعتی که حرف می‌زدیم، به این فکر می‌کردم که تمام این دیدار و حرف‌های درونش، کسب تجربه است و بنا نیست پیشنهادی را قبول کنم.

از خودم تعریف کردم و گفتم همین الان دو سه شغلِ نیمه وقت دارم و فقط در صورتی حاضر به ارائۀ بستۀ آموزشی هستم که درصدی از درآمد کارمندان‌شان را تا مدتی معیّن، به من بدهند. مثلا یک درصد از حقوق ماهانۀ سه هزار نفر از کارمندان‌شان را. توی دلم به پیشنهادم خندیدم. گفتند اینجوری ممکن است اطلاعات محرمانۀ شرکت را بدست بیاوری. وقتی داشتم بهشان اطمینان می‌دادم که مایل به همکاری نیستم، گفتند به ازای اولین بستۀ پیشنهادی و اولّین سمینار، چیزی بین سی تا پنجاه میلیون تومان پرداخت می‌کنند.

دست دادیم و گفتم تا فردا شب بهشان خبر می‌دهم. همین چند دقیقه پیش، جلوی خانه پیاده ام کردند. در مسیر برگشت، حرف از کار نبود. از درس و دانشگاه می‌پرسیدند و این که استاد فلانی هنوز هم بد نمره می‌دهد یا نه. پنجره‌های ماشین را داده بودند پایین و باد می‌خورد تو صورت‌هایمان و جوری حرف می‌زدند که انگار با هم دوستیم.

۹ نظر ۷ موافق ۰ مخالف
فا طمه
۱۰ شهریور ۰۰:۱۴
انیمه! :| :))))))))))

(جوابِ عنوان بود)

پاسخ :

:)))
حسین ...
۱۰ شهریور ۰۰:۱۵
از قدیم گفتن: گنده رفتی یره! با یک آفتابه پایین نمری! خخخخخ

پاسخ :

برو نمالم بهت
پونیکا :)
۱۰ شهریور ۰۰:۲۹
یا حضرت کسب درآمد در یک ملاقات :)))

پاسخ :

معلوم نیست چقدر حرف شون دقیق باشه. و این که فقط حرف بوده تا اینجا. و این که من تو بخش اخلاقیش درگیرم و معلوم نیس برم یا نه.
بریم با بزرگترمون صحبت کنیم ببینیم اون چی میگه.
پونیکا :)
۱۰ شهریور ۰۰:۳۳
مزاح نمودم
اتفاقا میخواستم به بخش اخلاقیش بپردازم ولی حسش نبود
خدا بزرگتر هاتونو حفظ کنه براتون

پاسخ :

:) همیشه از اخلاق مدار بودن‌تون گفتم.
همچنین
پونیکا :)
۱۰ شهریور ۰۰:۵۱
قصه اینجاست که این روز ها با پول همه چیز میخرن
اصولا هم با همین روش یهویی پول  خفن رو کردن
خواستم بگم حواستون باشه آدم خوبه بودن شمارو با پول نخرن
ولی برام روشن بود که نمیتونن چنین کاری بکنن :)

پاسخ :

حالا اینقدم آستانه‌ای برخورد نمی‌کردین! در حد پول یه گوشی رو که بگیرم دیگه ازشون :) (ایموجیِ آدم خوبه‌ی ماجرا که گوشیش خراب و آشغاله)
منتظر اتفاقات خوب (حورا)
۱۰ شهریور ۰۹:۲۵
شریک نمی‌خواین؟!
D:

پاسخ :

:))
ایشالله که خیره
منتظر اتفاقات خوب (حورا)
۱۰ شهریور ۱۰:۳۸
ان‌شاالله بهترین تصمیم رو بگیرین:-)
پرهام :
۱۰ شهریور ۱۹:۲۳
اون آخرش چقدر همه چیز سبک و خیال انگیز و قشنگ تموم شد :) یاد اون سکانس آخر سریال 13reasons why افتادم. اونجا که همه سوار ماشینند، نمیدونم دیدیش یا نه.

ببین یه چیزی. به نظرم توی علوم انسانی، حقایق خیلی مشخص نیستند. مثل علم شیمی نیست که بگی توی اتم حتما پرتون هست! شاید بتونی یه جوری، از دیدگاه متفاوت، مثلا به متغیر ها فکر کنی که از قضا به همون نتیجه ی سوددهی برسی، و واقعا هم حقیقت همون سوددهی باشه. ولی از دیدگاه دیگه.
البته خوب من از اقتصاد سررشته ندارم هیچی. نمیدونم میشه این طوری فکر یا نه. همینجوری به ذهنم رسید.

پاسخ :

همینقدر نرم و لطیف بود اون آخرای مسیر! دی: چند بار خواستم ببینم. ولی فرصتش پیش نیومده. هرچند که زود تحت تاثیر قرار می‌گیرم من و این خیلی خوب نیست.
.
درست می‌گی. ایده‌ها متفاوت هستن. در سطوح مختلف و با شکاف‌های بزرگ. مسائل گاهی از دو روش حل میشن تو اقتصاد. تو علم نجوم، این که بگیم فلان سیارک فاصله ش 2 هزار سال نوریه یا 1.8 هزار سال نوری، تفاوتی در زندگی افراد ایجاد نمیکنه. اما اگر بگیم فلان مالیات یا خدمت اقتصادی، به نفع آدم هاست، ممکنه خیلی ها بر اساسش رفتار خاصی کنن یا تغییر رفتار نشون بدن. همین قدری حساس می کنه کار رو.

الهام
۱۲ شهریور ۲۱:۵۰
نه بابا ؟؟؟ :)))) اینقد پول مشکوک میزنند:)) مطمئنین ادم فضایی نبودن گفتم شاید هم وطنانتون تو مریخ خواستن بهتون حال بدن:))

پاسخ :

لو نرم یه وخ! :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
درباره من
اینجا محل تجمع حرف‌هایی بدیهی است
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان