آمیختگی

یک روز یک لیست می‌نویسم. یک لیست از تمام زنانی که روزی دوست داشته‌ام. مهم نیست بخاطر مانتوی مرتب‌شان بوده باشد یا تار مویی که روی صورت‌شان آمده‌باشد یا طرز به دست گرفتن قاشق و چنگال. مهم این است که بخاطر چیزی که برایم مهم بوده است، دوست‌شان داشته‌ام. سیمین می‌گوید پسرها زیاد این‌طوری می‌شوند. در غریزه‌شان است که برای جفت‌گیری‌شان دنبال ماده‌‌های خوب بگردند. آن‌هایی که مادران بهتری خواهند بود. عشق و شهوت غریزی در انسان جوری به هم آمیخته‌اند که نمی‌شود به این راحتی‌ها از هم تفکیک‌شان کرد. مثل خمیر سرخ و خمیر سفید که در کف یک دست بگذاری‌شان و در هم غلت‌شان بدهی. و بعد مشت دستت را باز کنی و ببینی رفته‌اند توی همدیگر. عشق و غریزه همین‌قدر در هم آمیخته‌اند. نمی‌دانی بخاطر بوسه‌ای که در فلان فیلم دیده‌ای داری به فلانی جور دیگری نگاه می‌کنی یا واقعا برایت مهم است که امروز چه حالی دارد.

سیمین فارغ از تمام اطوارهای فمینیستی‌ و ضدّ سکسیسم‌ش، می‌گوید بسیاری از زنان هم دنبال نری هستند که پدر خوبی برای فرزندان‌شان باشد. حالا کنارش اگر بلد باشند پنچری ماشین را بگیرند، اندام خوبی داشته باشند و بدانند چگونه سیگار بپیچند هم که چه بهتر.

این‌ها را گفتم که بگویم نمی‌دانم «م.م.م» را به خاطر فریم عینکش دوست دارم یا چیز دیگری. یا فلانی را به خاطر این دوست دارم که فلسفه می‌خواند یا همه‌اش به خاطر شنیدن حرف‌های فلانی از آخرین چالش‌ خود با دوست‌دخترش است. هر طور که باشد، در گوشه‌ای از دفتر خاطراتم، لیستی می‌نویسم از آن‌هایی که دوست‌شان داشته‌ام. ‌خواه به خاطر این که موقع گرفتن ماژیک از دختر جوانِ استاد حلّ تمرین، دستم به شکلی غیرعادی نوازش شده باشد، خواه به خاطر که یکی نظرش دربارۀ اعتصابات کارگری زمان شاه، برایم دلبرانه بوده‌باشد.

.

الصاقیه: ما معمولاً از آدم‌های توی مترو، کلاس زبان، آموزشگاه موسیقی و گروه تلگرامی خوش‌مان می‌آید. دوست داشتن مرحلۀ جلوتری است. استفاده از لفظ «دوست داشتن» در این یادداشت چندان درست نیست. چیزی میان خوش آمدن و دوست داشتن که فعلاً اسمی برایش نمی‌شناسم.

۱۳ نظر ۱۵ موافق ۰ مخالف
میرزا ...
۱۵ شهریور ۰۲:۳۰
ای داد؛ یاسون عاشق شدی؟
من این لیستا برا خواستگاریا نوشتم.

پاسخ :

به‌به میرزای عزیز :) دلمون تنگ شده بود براتون.
.
نه بابا ما عاشق نمی‌شیم. جَوونیم و خام. صرفاً تو دل مون می‌خندیم به این که چقدر سست عنصریم...
دخترایی که رفتین خواستگاری‌شون؟ یا می‌خواستین برین خواستگاری‌شون؟ :))
پرهام :
۱۵ شهریور ۰۳:۲۴
پاراگراف اول نوشته ی خوبت ایده هایی داشت که خودمم مدتها بهشون فکر میکردم. اول من رو یاد منظری انداخت که از نیچه خونده بودم چند وقت پیش: "مرد وسیله ایست برای زن. هدف همیشه بچه ست. اما زن برای مرد چی است؟ مرد راستین خواهان دو چیز است: خطر و بازی، از این رو زن را همچون خطرناک ترین بازیچه میخواهد."
درواقع با معیار های طبیعت گرایانه و علمی حساب کنیم طبیعیه که غریزه ی انسان دنبال والد خوب برای ارتقای کیفیت ژن های نسل بعدش میگرده.
دوم بحث غریزه و عشقه، من همیشه غریزه رو پایه ی عشق میبینم نه مخلوط با عشق. یعنی اون کشش اولیه(خوش آمدن) غریزه ست ولی ادامه ی ماجرا که رابطه ای بین آدمها شکل گرفت به شدت انسانیه، نمیدونم چطور بگم، ما آدمها توی ذهنمون پر از مفاهیمه، عشق از اونجا می آد. از جنس هورمون یا انتقال دهنده ی عصبی نیست، از جنس تفکر و زبان انسانیه. هرچقدر مفاهیم ذهنی دو نفر عمیقتر باشه و تجربه ی زیسته شون بیشتر باشه عشق رو عمیق حس میکنند. مثلا توی آدمهای اطراف میبینم تفاوت ها رو. مثلا بین یک زوج آگاه و فکور با زوج هایی طبق یه مشت قالب از پیش تعیین شده ی اینستاگرامی و هالیوودی رابطه شون رو شکل میدن. شاید بشه گفت عشق مثل هر تصورمرکب و پیچیده ی ذهنی ای ساخته میشه.

من که شخصا برای همین لیست داخل حافظه م احساس نیاز به دکمه ی کلیر هیستوری میکنم، چه برسه بخوام مکتوبش کنم.

پاسخ :

یه طلسمی بین من و نیچه برقراره که هیچوقت قرار نیست چیزی بخونم ازش! مردها به نظرم تو روابط صادق تر از زن ها ظاهر می شن. نمی دونم به حرفت چقدر ربط داشت. ولی گفتم حدسم رو بگم. و واقعا هم مردها گاهی زن رو به چشمی نگاه می کنن که بعیده زنی بتونه اون کارو با مردی بکنه. فکر کنم بازی بهترین تعبیر باشه. حالا این یه کم ضعف من یا زبان فارسیه که نتونستیم برای Game مترادف های دقیق تری پیدا کنیم. ولی دقیقاً گاهی مردها زن و رابطه با زن رو بصورت یه گیم می بینن و باهاش برخورد می کنن.

هروقت بحث رابطه زناشویی میاد وسط، من یاد House of Cards می افتم. بس که عجیب نشون می داد روابط رو. نظر دین اسلام هم تا حدود زیادی رو همین بنیاده. نخستین کشش بین دو نفر، غریزیه و مرتبط با نیاز جنسیه. بعدش محبت و مودّت که یه تفسیر غریبی دارن باز تو لغت شناسی. یادمه یه مفسّری یه جلسه دربارۀ مودت و فرقش با دوستی و محبت و دیگر موارد داشت. به نظرم قابل قبوله تا حدودی. بهتر بود می گفتم تو موقعیت پیش از شکل گیری رابطه، غریزه و احساسات روحی و روانی، هم پوشانی دارن یه جورایی. اما سواله برام که اگر انسان بعد از شروع رابطه عاطفی، به واسطه همون غریزه، از یکی دیگه خوشش بیاد، با اخلاق منافات داره یا نه. من فانتزیم، ازدواج های نزدیک 40 سالگیه! خیلی خاص تر به نظر می آن. بهش باید فکر کنم.
مرسی واسه کامنتات. باز آموزنده داره جدا.
.
من هنوز می دونم تک تک اون ادما رو برا چی ازشون خوشم میومده یا دوست شون داشتم در مواردی. به نظرم فاکتور سن و اقتضای سن اگر دخیل کنی، اوکی شه :)
حسین ...
۱۵ شهریور ۰۳:۳۲
خوب نوشتی

پاسخ :

خجالتم میدی‌ها! :)
حامد سپهر
۱۵ شهریور ۱۰:۱۵
لییییییست؟؟ ماشالا سرت شلوغه ها :))) ما تو یه دونش موندیم:)

پاسخ :

سر کلاس که بالاخره یکی جزوه می‌ده و می‌گیره دیگه :)
نسر ین
۱۵ شهریور ۱۰:۲۲

 

کامنت پرهام و جواب تو رو بیشتر از خود پست دوست داشتم:) بازم از این کارها بکنین.

ما سواله برام که اگر انسان بعد از شروع رابطه عاطفی، به واسطه همون غریزه، از یکی دیگه خوشش بیاد، با اخلاق منافات داره یا نه.
برای این بخش جواب دکتر شیری رو برات میگم به نظرم جواب منطقی و قانع کننده ای است.

اگر ما یه غذای خوشمزه خورده باشیم مثل قورمه سبزی، دلیلی نداره وقتی چلوکباب میبینیم هوس نکنیم که از اون هم بخوریم. درسته که مثالش خیلی چیپه ولی در واقع همینه، وقتی یکی رو دوست داری دلیلی نداره از کس دیگه ای خوشت نیاد، چیزی که این وسط مهمه و به اخلاق مربوط میشه، اینه که چطور خودت رو کنترل کنی و کارت به بی تعهدی و بی اخلاقی و در نهایت خیانت نکشه.

پاسخ :

خوشحالم خوشت اومده.

تعبیر بامزه ایه :) در اصلش به نظرم نمیشه شک کرد. فقط فاکتور تعهده که تعیین کننده میشه...
میرزا ...
۱۵ شهریور ۱۱:۲۲
منم دلم برات تنگ شده بود که سر از مریخ دراوردم. لطف داری.
اونایی که رفتم.

پاسخ :

ارادت.
.
:))
مرتضا دِ
۱۵ شهریور ۱۱:۳۲
اکسل
اکسل بهتر نیست؟
خروجی میشه ازش گرفت که مثلا چنتا معشوقه مترویی داشتی چنتا چشمی چنتا...

پاسخ :

:)) 
نمودار دایره‌ای‌ش رو حتما می‌ذارم اینجا!
هلما ...
۱۵ شهریور ۱۱:۵۹
مگه بحث از تعدد خاطرخواهی باشه میرزا پیداش شه. :))

خب الان سوال ایجاد میشه به این دوست داشتن های موقت و لحظه ای هم میشه گفت عشق؟!
اونوقت من ماهی چند بار عاشق مردهای میانسال با موهای جوگندمی و پیرهن آستین کوتاه میشم. یا پسرک های دبیرستانی مسخره ای که تیکه های مسخره تر از خودشون نثار دخترا میکنن. یا ... حتی عاشقِ ... نه دیگه کشش بدم میره میچسبه به عقاید چندش و مسخره یِ...

پاسخ :

:)))
فکر نکنم. اونجور که شنیدم، عشق محصول گذر زمانه. البته این‌هایی که شما می‌گی، یه سری الگو هستن و نه شخصِ جُدا. لذا تو دستۀ خاصی جای می‌گیری که من ازش مطلع نیستم. بامزه بودن ولی. اختلاف سنی چرا تو جفتش اینقد زیاده؟ :)
آرفه ...
۱۵ شهریور ۱۲:۵۴
یاسون خوش اومدن برای همه پیش میاد.
مثلا شاید بتونیم بگیم جز علاقه هامه یا همون favorite?
ولی قصه اونجاست باکدوم یکی ازاینا دلمون می خواد بیشتر آشنا شیم.
حالا اون غریزه به دوست داشتن تبدیل میشه.شاید واقعا دوست داشتن از غریزه شروع میشه. به هرحال باید خوشمون بیاد که کم کم دوستم داشته باشیم...

لازمه بگم آفرین؟
:)

پاسخ :

موافقم.
مسیر جالبیه...
.
:)
منتظر اتفاقات خوب (حورا)
۱۵ شهریور ۲۰:۰۲
استادی تعریف می‌کرد که یه پسری سال آخر کارشناسی یه لیست از مشخصات دخترایی که توی این سال‌ها ازشون خوشش اومده بود نوشته بود، به ترتیب دوست داشتنی بودن! و دونه دونه بررسی می‌کرد و می‌رفت خواستگاری:/

پاسخ :

بابِ هشتم: «در فضیلتِ آینده‌نگری» :)
بانوچـ ـه
۱۶ شهریور ۱۱:۳۹
توی این لیست ذکر میکنید دلیل این خوش اومدن چی بوده؟ دارم روزی رو تجسم میکنم که اثرات پیری در چهره تون نمایان شده و شما میرید سراغ این لیست هیجان انگیزه به نظرم

پاسخ :

نوشته‌ام. یه راه دیگه هم هست. اون هم این که قبل از نمایان شدن اثر پیری برم سراغ یکی‌شون. :)
آسـوکـآ آآ
۱۷ شهریور ۱۴:۵۹
لیست! چقدر جالب!
الصاقیه تون! کاملا درسته.

پاسخ :

:)
الهام
۱۸ شهریور ۱۲:۲۰
به نظر من که تقریبا با نظر شما یکیه دوست داشتن یه خصلتی دریه فردی دلیل عاشق شدن نیست عاشق شدن ینی نتونی هیچ خصلت بدیا تو فرد پیدا کنی اینکه بتونی بگی یه فردی فلان خصلتش خوبه ینی فقط فلان خصلتشا دوست داری
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
درباره من
هر آنچه که یک مریخیِ محبوس در زمین می‌خواهد بگوید.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان