افسـانـه





تا یک هفته‌ پس از شنیدنِ صدایش، نمی‌دانستم دختر است یا پسر!

حتی نمی‌دانستم که یک پسر شانزده ساله است یا یک دخترِ سیساله.

فقط درگیر صدایش بودم. روز و شب؛ روز و شب.

صدایی آمیخته با ناله‌ی «درام» و «گیتار الکتریک» و «کیبورد».

پر از چیزهای دوست داشتنی بود.                                        

انگار که دستم را گرفته و مرا به بامِ بلندترین برجِ شهر خاکستریِ خیالی ام برده باشد. بارانِ ساعت شش و نیم عصرِ یک روز خنک را بر روی سرم ریخته و موهایم را خیس کرده باشد.

هفته‌ی دوم، رفتم سراغ نام و نشانش.

دختری آمریکایی از پاریس.

با سی و پنج سال سن!

اندکی گذشت.

روزی «یکی» پلی‌لیست گوشی ام را دید.

صدایش را شنید. از «حُرمتِ استماعِ نوای زنِ نامحرم» گفت!

شب را در کنارِ قفسه ی کتابها، به تقلای یافتنِ «توضیح المسائل» گذراندم.

صفحه ی چهارصد و چهل و هفت.

بی‌رحمانه ترین فتوای «پیرمرد» بود!

***

الصاقیه: حالم به هم خورد از این میکسِ مسخره‌!

حاجی را چه به احساساتِ ناب من؟

۲ نظر ۰ موافق ۱ مخالف

What if i smoke you

Much lovely

Such a lovely thing that i'm always trying to own you

A friendly hug

And then, I'll «Smoke» you

holding you in my lungs

feeling you as a part of my self

And at the end

Releasing you to fill all the sky

People need to feel you,too

***

فارسی ش:

بسیار دوست داشتنی

آنقدر دوست داشتنی که همیشه تلاشم بر تصاحب ات است.

یک بغلِ گرم و دوستانه؛

و سپس تو را می کِشم! مانند یک نخ سیگار

درون ریه هایم حبس ات می کنم

تو را حس می کنم؛ بعنوان تکه ای از خودم

و در پایان

رهایت می کنم تا تمام آسمان را پر کنی

دیگران هم نیاز دارند که احساس ات کنند!

.

الصاقیه: متن، الهام گرفته از دو واژه ی Smoke you در قطعه ی Build a boat  از گروهِ Dawn light.

فیلمِ کوتاهِ اجرای این قطعه

۱ نظر ۳ موافق ۱ مخالف
درباره من
اینجا محل تجمع حرف‌هایی بدیهی است
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان