سابقۀ کهیر

هفته گذشته برای خوردم رژیم غذایی نوشتم. سبزیجات و میوه و مغز و سیب زمینی و تخم مرغ. به همراه یک جعبه کورن فلکسِ غنی شده، به همراه فیبر اضافه. حساب و کتاب کردم و دیدم برای این که بخواهم بیشتر درس بخوانم و بیشتر کار کنم و بیشتر بنویسم، باید بیشتر بیدار بمانم. برای بیداریِ بیشتر باید ساعت خوابم منظم باشد و برای خواب منظم، باید ورزش کرد. برای ورزش کردنِ مستمر بیش از حد ضعیفم. صد و هفتاد و شش سانتی متر قد و شصت کیلوگرم وزن، ترکیب ناجوری‌ست. کافیست یک ساعت در زمین بسکتبال آسفالت پشت دانشکده بازی کنم تا دو روز از خستگی خوابم ببرد و بدنم کوفته شود. باید تقویت می‌شدم.

با مشورت چند نفر، فهمیدم باید غلات صبحانه بخرم. بعد از بررسی فراوان، گران ترین کورن فلکسِ عمرم را خریدم. شب اول آنقدر ذوق داشتم که دو وعده را یکجا با شیر خوردم. روز دوم ورزش کردم و غذای بیشتری خوردم. روز سوم، خواستم لباس عوض که مامان چشمش به شکمم افتاد. از دانه‌های روی شکمم پرسید. دانه‌هایی که تا دو روز پیش که حمام بودم، خبری از آن‌ها نبود. مهدی نگاهی انداخت و گفت احتمالا چیز جدیدی خورده‌ای که بدنت به آن حساسیت نشان داده! پرسید که جدیداً مادۀ غذایی خاصی مصرف کرده‌ام یا نه. هر چیزی را که می‌شد گفتم، جز کورن فلکس. مامان خیانت کرد و گفت چند روزی‌ست که غلات صبحانه در شیر می‌ریزم و می‌خورم. مهدی بدون معطلی گفت تا اطلاع ثانوی باید بیخیال کورن فلکس شوم. ناگهان یاد تمام کالری‌هایی افتادم که برای محاسبه شان غلات صبحانه را هم دخیل کرده بودم.

امروز چهارمین روزی است که به همان رژیم معمولی قدیم برگشته‌ام. امروز تمام شکم و بخشی از کمرم پر شده‌است از دانه‌های سرخی که از ظهر، به خارش افتاده‌اند و کفری‌ام می‌کنند. کهیر و تاول و آلرژی به کرۀ بادام زمینی و فندق را فقط در فیلم‌های هالیوودی و در خانواده‌های آمریکایی دیده بودم. گمانم سی چهل هزار تومانِ اضافه‌ای که برای خریدن غلات خارجی خرج کردم، صرف واردات مادۀ حساسیت زای هالیوودی از آمریکا به ایران شده‌است!

#خالد

۱۰ نظر ۸ موافق ۰ مخالف

خانواده‌ی فیل‌ها

 

 

«خونواده‌ی فیل‌ها، زیر سایه‌ی درخت، با گوش‌هاشون خودشون رو باد می‌زدن و خنک می‌شدن.»

#داستان_کودکانه

.

.

موزیک برنامه‌ای که «آقای حکایتی» توش قصه تعریف می‌کرد رو از وبلاگ پونیکا پیدا کردم. ساعت 2:10 صبحه و هربار که تکرار می‌شه، آدم رو بیشتر هوایی می‌کنه. ایده کار هم که از پست اخیر خانم ناردونه هست که در مورد داستان های کوتاه 10 کلمه ای برای کودکان بود.

 

۷ نظر ۱ موافق ۰ مخالف
درباره من
هر آنچه که یک مریخیِ محبوس در زمین می‌خواهد بگوید.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان