عوض شدن

 

مینا: مرتضی عوض شده. عوض شده علی. من دارم بهت می‌گم.

علی: همه عوض شدن. تو کیو می‌شناسی که هنوز مثل پونزده سال پیشش باشه؟

مینا: تو!

علی: خوبه که من عوض نشدم؟! بعد از این همه سال!؟

.

الصاقیه اول: وقتی دفتر انشای راهنمایی و یادداشت‌های دبیرستان و حتی پست‌های دو سال پیش اینجا را می‌خوانم، می‌بینم که چقدر تغییر کرده‌‌ام. و همین ترسناک است. برای چند هفته، هر روز می‌آمدم اینجا و صفحۀ ارسال مطلب را باز می‌کردم و می‌دیدم حتی نمی‌دانم قرار است چه بنویسم و باز می‌رفتم آرشیو را نگاه می‌کردم و به این فکر فرو می‌رفتم که چه مرگی‌م شده. چه مرگی‌م شده که مثل سه سال پیش نیستم، که کشتن سوسک‌ها هم برایم مهم بود. چه مرگی‌م شده.

عوض شدن ترسناکه.

الصاقیۀ بعدی: کنعان رو ببینید. اگر هم حال نداشتین، چهارده دقیقه‌ از فیلم رو بشنوید.

لینک ساندکلاد

الصاقیۀ بعدترش: نزدیک به شیش هفت سال فکر می‌کردم که این موزیک پیانو رو خودم اختراع کردم و توی تنهایی زمزمه و روی کیبورد امین تمرین می‌کنم! :))

 

 

 

 

۷ نظر ۸ موافق ۰ مخالف

میان دو ضلع موازیِ طولی

چند ساعت پیش، به استخر رفتم. در حال شنا بین دو ضلع موازی طولی بودم که به یک نتیجۀ قطعی رسیدم. یک روز، یک نفر عاشق صدای نفس کشیدن من هنگال کرال سینه خواهد شد. عمیق، نامطمئن، مضطرب و ناگهان ساکت. همین!

۸ نظر ۱۲ موافق ۰ مخالف
درباره من
هر آنچه که یک مریخیِ محبوس در زمین می‌خواهد بگوید.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان