سگ جان (یا اصول ثابت جنگیدن برای ضعیف الجسم‌ها)

هیچ‌وقت نیاز نبوده است با کسی دعوا کنم. جز با وحید. آن هم به خاطر این بوده که خانواده تمایل نداشتند ما را در کلاس‌‌های ورزشی ثبت نام کنند (استعدادش را هم در ما نمی‌دیدند). از طرفی با بچه‌های توی کوچه هم روابط خاصی نداشتیم. انرژی‌مان می‌ماند لای عضلات.

هر هفت هشت روز یک بار با هم به توافق می‌رسیدیم که باید سر چیزی با یکدیگر دعوا کنیم. بعدش گلاویز می‌شدیم و روی فرض به هم می‌پیچیدیم. بعد از چند ثانیه دوباره توافق می‌کردیم که دعوا را به روی تخت مامان و بابا منتقل کنیم که بزرگ‌تر بود و بخاطر لحاف و تشک‌ها، احتمال آسیب دیدن هم کمتر بود. بعد با هم دعوا می‌کردیم. یکی دیگری را خفه می‌کرد و آن یکی گردن او را از پشت می‌گرفت و بعد یکی، مشتی به رانِ پای دیگری می‌زد و برای لحظه‌ای همه چیز متوقف می‌شد. دیگری داد می‌زد. مشت توی ران دوباره تکرار می شد و دوباره و دوباره. بعدش آن دیگری، دیگر چیزی احساس نمی‌کرد. باید بگویم که این جزء زیبایی‌های دعوا کردن است. وقتی زیادی مشت می‌خوری، از جایی به بعد چیزی حس نمی‌کنی. لااقل ما حس نمی‌کردیم.

ادامه مطلب ۷ نظر ۵ موافق ۰ مخالف

سوابق سیاسی

پیش‌گفتار: مسیر حرکت اجتماعی و سیاسیِ مردم، زنجیره‌ای است شامل حلقه‌های ریزی که حتی به ذهن مردم هم نمی‌رسد. این داستان یک پسر بیست ساله است که در مسیر اعتراضات مردمی دیروز و امروز مقابل بانک مرکزی، نقش یک حلقۀ ریز را ایفا کرد.

 

ادامه مطلب ۴ نظر ۷ موافق ۰ مخالف

محمّد خاتمی (1)

سید محمد خاتمی: 

"" کسی که معتقد است دوران اسلام گذشته و دین در جامعه دخالت ندارد و دین امر منفی است و باید جوامع متجدد شوند، طبیعی است که نمی‌تواند حرف مرا هضم کند.

من به عنوان مسلمان که اعتقاد به اسلام دارم صحبت می‌کنم؛ [ما] آن ارزش‌های آن زمان را می‌خواهیم پیاده بکنیم ... ما هم جزء کسانی هستیم که دلمان می‌خواهد حکومت سازگار با دین داشته باشیم. ""

.

الصاقیه: دیروز توی سایت حفظ و نشرِ آثار آیت الله خامنه ای در گردش بودم ( حقیقتاً برای خودش یه پا ویکی پدیاست!) که تصمیم گرفتم اسمِ محمد خاتمی رو سرچ کنم. نتایج جالبی تهش در اومد که یکی شون رو براتون گذاشتم. نیاز به قضاوت نداره قضیه. گذاشتم تا یه مقدار آشناتر شیم با حرف هایی که روزی زده شده.

الصاقیه دوم: این سبک پست ها رو دوست دارم. نه صرفاً بخاطر ساندویچی بودن شون؛ چون بدون تحلیل ارائه میشن و قرار نیست بر مبناشون نتیجه گیری های عظیم گرفته شه. فقط یه اپسیلون کمک می کنن به بزرگتر شدنِ دایره معلومات یا شناخت مون از یک قضیه یا یک شخص.

مشخص هم هست که تقلیدی هست از وبلاگِ دچارِ گرامی :)

۶ نظر ۵ موافق ۳ مخالف
درباره من
اینجا محل تجمع حرف‌هایی بدیهی است
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان