من صبح که از خواب پا می‌شم

«بذار بهت بگم. من صبح که از خواب پا می‌شم، دلم می‌خواد کسی نباشه باهام حرف بزنه. می‌خوام از خونه که می‌رم بیرون، کسی منتظر نباشه برگردم. دل کسی تنگ نشه واسم. کسی منو نخواد.»

کنعان

مانی حقیقی، اصغر فرهادی

.

گاهی فکر می‌کنم اگر شب، ساعت از ده رد شود و مامان زنگ نزند و خبر نگیرد، چه اتفاقی می‌افتد. اگر داد نزند که زودتر برگردم خانه، چه‌کار می‌کنم. اگر عصبانی نشود که چرا نگفته‌‌ام کجا می‌روم، تا کِی بیرون می‌مانم. اگر کسی منتظرم نباشد، تبدیل به چه آدمی می‌شوم.

باید قبول کرد که بخشی از چیستی ما، معلول انتظارات دیگران است، معلول این که چه می‌خواهند، این که فکر می‌کنند، چه می‌کنند... ما آدم‌ها بدون دیگران، موجودات دیگری می‌شویم.

۴ نظر ۱۳ موافق ۰ مخالف

جهود و سیاه‌پوست

- همۀ این آدم‌ها بی‌سوادن؟

- آره، فقط چهار نفر از اعضای کلیسا سوادِ خواندن دارند. من یکی‌شون هستم.

- کال! تو از «اتیکوس» جوان‌تر به نظر می‌رسی.

- قیافۀ سیاه‌ها سن‌شون رو خوب نشون نمی‌ده.

- شاید واسه اینه که سواد ندارند.


کشتن مرغ مقلد - هارپر لی

فصل دوازده

.

الصاقیه: یک روز توی تاکسی نشسته بودم، نزدیک خانه. ترافیک سنگین بود. راننده و مرد کنارش هر دو مسن بودند. بحث در مورد آدم‌‎هایی بود که در این اوضاع و احوال، سر همدیگر کلاه می‌گذارند و رحم ندارند. مسافر گفت «این روزا یه کارایی می‌کنن که آدم می‌مونه» راننده سرش را برگرداند سمت پیرمرد و گفت «آقا! حتی یهودی این کارو با یه نفر نمی کنه.»

۷ نظر ۱۲ موافق ۰ مخالف

خودتون شخصا حاضرید؟

خبرنگار: شما خودتون گفتید که در صورت حمله نظامی به سفارت، گروگان‌ها رو نابود می‌کنید. واقعاً این کار رو می‌کنید؟!

معصومه ابتکار: بله؛ اون رو جدی گفتیم.

خبرنگار: خود شما شخصاً حاضرید(می‌تونید) یک اسلحه بردارید، به سمت سر اون‌[گروگان]ها نشونه بگیرید و شلیک کنید؟

معصومه ابتکار: بله.

.

مصاحبه نماینده گروگان گیران سفارت ایالات متحده در سال 1358

#فیش



۷ نظر ۳ موافق ۰ مخالف

من توی هوای سرد هم افسرده می‌شم

- شهرتون خیلی گرمه ... من توی هوای گرم افسرده می‌شم 
+ چند روز دیگه با مامان بابات برمیگردی شهر خودتون. حالت خوب میشه.
- من تو هوای سرد شهرمون هم افسرده می‌شم ...

۱۱ نظر ۸ موافق ۰ مخالف
درباره من
اینجا محل تجمع حرف‌هایی بدیهی است
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان